تبلیغات
حقیقت، بدست آوردنی است! - The Truth Is Obtinable - مطالب قرآنی
امام حسن (علیه السلام): بهترین نیکویی ها خلق نیکو است.
بازدید : مرتبه
تاریخ : نهم مهر 90
ممکنه برا بعضیا سؤال پیش بیاد که مگه میشه؟ مگه میشه که وقتی خورشید و ماه اصلاً بوجود نیومدن، بحث از شب و روز بشه؟

آخه خدا تو قرآن میگه: ما آسمان و زمین و هر چی تو این عالم وجود داره رو تو شش روز آفریدیم! اگه خورشید و ماه‌ی وجود نداشته باشن و بخوان بعداً بوجود بیان، دیگه اسمی از شب و روز بردن معنی نداره! یعنی در‌واقع تناقض و پارادکس بوجود میاد!؟ جوابی دارین بدین؟!

تو جواب باید بگیم: تو زبون عربی خیلی از لغات مثل ید، عرش(۱) و... هست که ممکنه چندتا معنی داشته باشه که وقتی ترجمه میشه، بعضیا اونا رو با هم اشتباه می‌گیرن و در‌واقع معنی‌هاشون با هم جابجا استعمال میشه

یکی از اونا همین کلمه «یوم» هست که اهل لغت دوتا معنی براش ذکر کردن، راغب اصفهانی تو مفردات خودش میگه:الیَوْمُ یعبّر به عن وقت طلوع الشمس إلى غروبها. و قد یعبّر به عن مدّة من الزمان أیّ مدّة كانت؛(۲)

از طلوع خورشید تا غروب آن را یوم تعبیر می‌کنند و بعضی اوقات به معنای مدت زمانی خاص، که مقدار آن معلوم نیست، تعبیر می‌شود.

با این تفسیر، اگه بخوایم کلمه‌ی «یوم» تو این آیه شریفه و آیات مشابه‌ش رو به فارسی صحیح، معنی کنیم، باید به هنگامه، روزگار یا دوره زمانی خاص، ترجمه کنیم..

پس با این اوصاف نه تنها پارادکس و تناقضی پیش نمیاد، بلکه معنی «یوم القیامة» (هنگامه قیامت) که به فرموده آیه۴ سوره معارج، پنجاه هزار سال طول میکشه، همین معنا رو پیدا می‌کنه، به معنای یه دوره زمانی که ممکنه مقدارش هم معلوم نباشه، ترجمه و تفسیر میشه




پی‌نوشت‌ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۱) ید هم به معنی دست ذکر شده هم به معنی قدرت مثل عرش که هم به معنی تخت پادشاهی اومده و هم به معنی عزت، که به سلطنت و حکومت هم از روی کنایه، عرش میگن

۲) مفردات/ج۱/ص۸۹۴




طبقه بندی: سؤال و جواب،  قرآنی، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
ارسال توسط Sadegh Safa
بازدید : مرتبه
تاریخ : چهاردهم شهریور 90
قرآن برای گناه نکردن راههای زیادی داره، این ماییم که با تدبر تو آیه‌های قرآن باید اونا رو استخراج کنیم و به کار ببریم که واقعاً راه‌گشا هستن

یکی از اون راهکارها آیه‌های ۴۰ و ۴۱ سوره نازعات هست، اونجایی که خدا در مورد اهل بهشت میگه: و اما كسى كه از مقام پروردگارش ترسید و نفس‌اش را از هوس بازداشت. بى‏‌شك، بهشت جایگاه اوست.


ممکنه بگید خب! چه ربطی به گناه نکردن داره؟!

تو جوابتون می‌گیم ربط داره؛ چون اون چیزی که باعث بهشتی شدن آدما میشه، تو مسیر خدایی قرار گرفته، شیطون رو کنار زدنه، خب!‌ اینا احتیاج داره که طرف گناه نکنه!

آیه می‌گه برای گناه نکردن و در نتیجه بهشتی شدن، دو تا شرط وجود داره:
شرط اولِ بهشتى شدن خوف و ترسیدن از جایگاه خداس، اون ترسیدنی که از شناختن جایگاه و مقام خدا نشأت میگیره، شناختنی که حاصلش ترسیدن از مخالفتِ دستور خداس!
شرط دوم كه در‌ واقع نتیجه شرط اوله، تسلط به هواى نفس و باز داشتنِ اون از سركشیه، چرا كه تمام گناه‌ها و بدبختی‌ها از هواى نفس یا همون خواسته‌های نامشروعِ دل، سرچشمه مى‏‌گیره

اما ممکنه بگید خب! معنی مقام خدا چیه که باید ازش بترسیم؟

مقام یعنی جایگاه یا محل قرار گرفتن شخصی یا چیزی، اما چه بسا صفات و احوال شخصی یا چیزی، به نوعی محل و قرارگاه اون به حساب بیاد که به اون صفات و احوال، مقام و منزلت اطلاق کنن

علامه طباطبائی تو تفسیر مقام خداوند می‌فرماید: در آیه مورد بحث مقام خداى تعالى به همین معنا است، یعنى صفت ربوبیت و سایر صفات كریمه او چون علم و قدرت مطلقه‏‌اش و قهر و غلبه‏‌اش و رحمت و غضبش كه از لوازم ربوبیت او است، مقام او است.

اون خدایی که با علمش نسبت به همه موجودات و زیر نظر داشتن اونا، هیچ کدوم از اعمال بنده‌هاش رو فراموش نمی‌کنه، همونطوری که خودش تو سوره رعد آیه ۳۳ می‌فرماید:
آیا كسى كه بالاى سر همه ایستاده و مراقب اعمال همگان است، همچون كسى است كه این وصف را ندارد؟!

خدایی که خالق جهان هستیه، خدایی که نشونه قدرتش همه جای عالم رو گرفته، خدایی که با وعده و وعیدهاش توی قرآن سرانجام بدِ گناهکارها رو گوش زد کرده، نمی‌تونه به اون وعده و وعیدها جامه عمل بپوشونه؟ نمی تونه مجازات گناهکارایی رو که توبه نکردن رو بده؟!

امام صادق (علیه‌السلام) می‌فرمایند:
كسى كه مى‏‌داند خدا او را مى‌‏بیند و آنچه را مى‏‌گوید، مى‌‏شنود و از آنچه از خیر و شر انجام مى‏‌دهد آگاه است، و این توجه او را از اعمال قبیح باز مى‏‌دارد، كسى است كه از مقام پروردگارش خائف است، و خود را از هواى نفس باز داشته (نور الثقلین ج۵ ص۱۹۷)


خدا کنه، خدا کمکمون کنه که جلوی دیدگانش گناه نکنیم!

(برگرفته از تفاسیر المیزان و نمونه)




طبقه بندی: توبه،  قرآنی، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
ارسال توسط Sadegh Safa
بازدید : مرتبه
تاریخ : یازدهم شهریور 90

یکی از اون آیه‌هایی که هم هشداره و هم بشارت آیه ۳۰ سوره شوری است، خدا توی این آیه می‌فرماید: و آنچه از مصیبت به شما رسد، پس به خاطر دست‌آورد خودتان است و او از بسیارى (از گناهانتان) در مى‏‌گذرد.

همونطوری که گفتیم آیه شریفه دوتا پیغام مهم داره، اولاً داره به ماها هشدار میده که اگه پا کج بذارید و از راه مستقیمِ خدایی خارج بشید، کیفر کارهاتون رو همینجا توی همین دنیا با مصیبت‌هایی که بهتون وارد میشه، خواهید دید!
هشدار این آیه مثل تمام وعده و وعیدهای خدا رخ می ده، حالا می خواد گناه جنبه اختصاصی و فردی داشته باشه یا جنبه عمومی؛ اگه جنبه عمومی داشته باشه، به فرموده قرآن باعث کسر نعمت و خشکی آسمان و زمین میشه، خدا تو آیه ۴۱ سوره روم می‌فرماید:
به خاطر كارهایى كه مردم انجام داده‌‏اند، فساد در خشكى و دریا آشكار شده است، تا (خداوند) كیفر بعضى اعمال‌شان را به آنان بچشاند، شاید (به سوى حقّ) بازگردند.

پس هم اوناییکه گناه علنی مثل بدحجابی و چشم چرونی و... انجام می دن ـ که باعث می شن اولاً این گناه عادی بشه و در ثانی به جامعه ضربه وارد بشه ـ مورد مصیبت الهی قرار می گیرن و هم اوناییکه ساکت می شینن و هیچی نمی گن که این ساکت بودن، خودش نوعی تأیید اونها به حساب میاد!

اما بشارت آیه چیه؟

خدا تو آخر این آیه می‌فرماید: او از بسیاری از گناهان شما در می گذرد!
این لطف و مرحمت خداس! خدا میگه اوناییکه می لغزن و خطایی انجام می دن، اگه (با شرایط توبه واقعی) توبه کنن، نه تنها اون مصیبت‌ها رو نمی بینن، بلکه خدا از سر تقصیراتشون می گذره و تو سرای آخرت مجازاتشون نمی کنه
این بشارت هم باز جنبه عمومی داره و هم جنبه فردی و اختصاصی، یعنی اگه یه جامعه‌ای که تا به حال زکات نمی داده و حالا دچار خشک سالی شده اگه از گناهش توبه کنه و زکات بده، درهای رحمت خدا به سمت اونا باز میشه.
و همینطور گناهای عمومی دیگه، اگه عموم مردم به انجام واجبی مثل نهی از منکر یا امر به معروف رو بیارن، این رو یقین بدونن که وضع عمومی مردم بهبود پیدا میکنه، سختی و مشکلات کمتر میشه!‌ این وعده قرآنه!

و همینطور گناهانی که جنبه فردی و اختصاصی دارن، اگه تو روایت داریم با گناه روزی آدما کم میشه و تو مضیقه قرار می گیرن، با توبه کردن از اون گناه، می تونن دوباره جلب روزی الهی بکنن، اما شرطش اینه که واقعاً شرایط توبه رو رعایت کنن که خدا خیلی توبه پذیره و درِ رحمتش به روی همه بازه و هیچ موقع بسته نمی شه.




طبقه بندی: قرآنی،  توبه، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
ارسال توسط Sadegh Safa
بازدید : مرتبه
تاریخ : هشتم شهریور 90
ممکنه این سؤال پیش بیاد که وقتی آدم می میره چی میشه؟ چیزی می فهمه؟ یا نه اصلاً نابود میشه و همه چی تموم؟ اگه نه! پس بعد از مُردن چه اتفاقی می‌افته؟ اصلن تو قرآن به این موضوع اشاره‌ای شده؟


توی جواب باید بگیم: بعد از اونی که ما با عقلمون فهمیدیم که خدای عادلی وجود داره که اگه بخواد طبق عدلش برخورد کنه، باید یه وقتی یا یه جایی رو قرار بده تا بنده‌هاش نتیجه اعمالشون رو ببینن، که اونجا هم جایی نیس جز سرا و دنیای دیگه‌ای غیر از این دنیا
حالا اگه کسی بخواد در مورد مرگ و عالم بعد از اون اطلاعات جزئی‌تری کسب کنه باید بره طبق وعده‌هایی که خدا تو قرآن به اون‌ها اشاره کرده، مراجعه کنه؛ چون متأسفانه عقل ناقص ما اطلاعات بیش از این در اختیار ما نمی ذاره!

اما مُردنی که خدا توی قرآن بهش اشاره کرده، با لفظ " توفی " به معنی: بصورت کامل قبض کردن، بصورت کامل تحویل گرفتن هست که تو چندتا از آیات قرآن اومده، مثل آیه‌ی ۴۲ سوره زمر که خدا می‌فرماید: الله یتوفی الانفس حین موتها؛ خداوند است كه جان ها را به هنگام مرگشان به طور كامل می‌گیرد. یا آیه ۱۱ سوره سجده: قل یتوفیكم ملك الموت‏ الذی وكّل بكم؛ بگو: فرشته‏‌ى مرگ كه بر شما گمارده شده، جانتان را مى‏ گیرد.

اگه دقت کنیم حرفی از نابودی به میون نمیاد،‌ بلکه خدا می‌فرماید جونتون رو بوسیله ملک الموت می‌گیرم، یعنی همونجوری که یه روزی اراده کردم این روح، به این بدن تعلق داشته باشه، وقت مرگ ارداه می‌کنم که از این بدن جدا بشه


حالا که از طریقه بیان قرآن فهمیدیم که مرگ، نابودی نیس بلکه گرفتن روح از بدنه، تکلیف آدما بعد از مرگ چیه؟ همونطوری که مشخصه خیلی‌ها جسم‌شون بعد از مرگ از بین میره حالا تکلیف روح که جدا شده چیه میشه؟

قرآن تکلیف روح رو هم مشخص کرده، قرآن درباره وضعیت سُعدا (خوش‌بخت‌ها) و اشقیا (بدبخت‌ها) بعد از مُردن، آیاتی داره مثل آیه‌ای که در مورد وضعیت شهداء بعد از مرگ میگه: و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون - فرحین بما اتیهم الله من فضله و یستبشرون بالذین لم یلحقوا بهم؛ و هرگز گمان مبر آنها كه در راه خدا كشته شده‌‏اند، مردگانند؛ بلكه آنها زندگانى هستند كه نزد پروردگارشان روزى داده مى‏‌شوند. آنان بخاطر آنچه خداوند از فضلش به آنها داده، شادمانند و به كسانى كه به دنبال ایشانند، ولى هنوز به آنها ملحق نشده‌‏اند، مژده مى‏‌دهند. (آل‌عمران/۱۶۹، ۱۷۰)
اگه دقت کنیم خدا می‌فرماید زنده هستن و الان از اون چیزی که خدا بهشون داده شادمان هستن و الان که تو عالم برزخ هستن به مؤمنانی که هنوز بهشون ملحق نشدن، مژده می دن، این به اون معنی که روح آدما بعد از مردن و قبل از قیامت به جایی منتقل میشه

و یا اینکه در مورد نزدیکان و اهل فرعون می‌فرماید: و حاق بال فرعون سوء العذاب ، النار یعرضون علیها غدوا و عشیا؛ عذاب سختى آل فرعون را فراگرفت. آتش هر صبح و شام بر آن عرضه مى‏‌شود. منظور از این عذاب عالم بعد از مرگ هست، علتش هم اشاره قسمت بعدی آیه اس که می‌فرماید: و یوم تقوم الساعة ادخلوا ال‏ فرعون اشد العذاب؛ و روزى كه رستاخیز برپا شود، (گویند:) آل فرعون را در سخت‌‏ترین عذاب وارد كنید.

از این آیات معلوم میشه که بعد از مردن ماها خبراییه و عالمی وجود داره به اسم عالم برزخ، که تو روایات ما وعده‌هایی از عالم برزخ برای آدمای خوب و بد، داده شده


(برگرفته از کتاب معاد شهید مطهری و تفسیر المیزان)




طبقه بندی: قرآنی،  سؤال و جواب، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
ارسال توسط Sadegh Safa
بازدید : مرتبه
تاریخ : هفتم شهریور 90

یکی از اون آیاتی که هم برا سرنوشت آدما حرف داره و هم تو سرنوشت اونا تأثیر گذاره آیه ۱۸ سوره حشر هست، خدا تو این آیه می‌فرماید:
یَآ أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللَّهَ وَلْتَنظُرْ نَفْسٌ مَّا قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَاتَّقُواْ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ؛‏
اى كسانى كه ایمان آورده‌اید! از خداوند پروا كنید و هر كس به آن چه براى فرداى (قیامت) خود فرستاده است، بنگرد. باز هم از خدا پروا كنید كه خداوند به آنچه انجام می‌دهید، به خوبى آگاه است.

یعنی نگاه کنیم به اون راهی که پیش گرفتیم، آیا به درد آخرتمون می خوره؟ اصلاً تو زندگیمون برا خودمون هدفی تعیین کردیم؟

اینکه میگم این آیه سرنوشت سازه به خاطر همینه، بخاطر اینه که با تلنگری که داره می زنه اولاً میگه باید آدما تو زندگیشون هدف داشته باشن و در ثانی میگه باید دنبال چه هدفی برن

هدفی که تعیین می‌کنیم باید با معیارهایی که خدا برامون تعیین کرده همخونی داشته باشه!

باید حواسمون رو جمع که چی داریم برای فردامون جمع می‌کنیم، اون کاری که دنبالش هستیم اون راهی که انتخاب کردیم، آیا به درد زندگی آخرتمون می خوره؟ یا اینکه نه خدایی نکرده سنگینی قبر و قیامته؟

جالبه بدونیم تو این آیه خدا دوبار به ماها هشدار میده، یکی اول آیه و یکی هم آخر آیه؛ این بخاطر اینه که حواسمون باشه اولاً کارایی که می‌کنیم تو مسیر خدا باشه و در ثانی برای خدا باشه

کوه کندن نمی خواد! پیامبر (صل الله علیه و آله) می فرماید: اخلص قلبک یکفیک القلیل من العمل (بحارالانوار، ج 70، ص 175)
قلبت رو خالص برای خدا قرار بده، نیتت رو برای خدا خالص بکن، عمل کم، تو را کفایت می‌کند.

به قول معروف کمیت مهم نیس کیفیت مهمه

کیفیت عمل‌های ما نزد خدا با عمل خالص بالا میره

ارزش عمل آدمی که توی یه شب، به یه نفر افطاری میده، اما با نیت کاملاً خدایی، با اونی که تو یه شب، هزار گرسنه رو غذا میده، اما بخاطر حرف مردم، قابل مقایسه نیس و قطعاً عمل خالص ارزش بیشتری داره


زیادى عمل گر شد تو را نغز

بود مانند جوزى خالى از مغز

خلوص نیت ار مقیاس باشد

قلیلش بهتر از الماس باشد






طبقه بندی: قرآنی، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
ارسال توسط Sadegh Safa
بازدید : مرتبه
تاریخ : ششم شهریور 90
"استیلا یافتن بر عرش" چه معنی میده؟

اطلاعات بیشتر : در آیاتی از قرآن از استیلا یافتن خدا بر عرش صحبت شده. به عنوان مثال، آیه 4 سوره سجده: خدا کسی است که آسمانها و زمین و آنچه را که میان آندو است در ۶ هنگام آفرید، آنگاه بر عرش استیلا یافت.

من اینطور برداشت میکنم که این "استیلا" قبلن نبوده. میشه توضیح بدید که اشکال کار کجاست؟


جواب:

ببینید دوست عزیز!‌ به عنوان مقدمه باید بگیم:
بت‌پرست ها به خدا اعتقاد داشتن و میگفتن که اون ما رو خلق کرده، حتی بت‌ها رو هم اون خلق کرده اما خلق کرده و رها کرده و این بت، امور ما رو اداره میکنه؛ یعنی الوهیت خدا رو قبول داشتن اما مدبر بودن خدا رو نه!

اما معنای استیلای بر عرش:
مرحوم علامه طباطبائی و بعض مفسرین دیگه، اسیلای بر عرش رو نشونه ای از تدبیر خداوند بر امور و به نظام در آوردن اونا، نظامى عام و پیوسته، كه حاكم بر همه اونها باشه، ذکر کردن و علامه تو دلیلی که میارن می گن: تو غالب مواردی که استیلای بر عرش تو قرآن به چشم می خوره یکی از نشونه های تدبیر خداوند همراهش هست مثل:

«ثم استوى على العرش یغشى اللیل النهار»؛ (اعراف/۵۴)
همانا پروردگار شما خدایى است كه آسمان‏ها و زمین را در شش روز آفرید، آن گاه بر تخت سلطه و استیلا یافت. شب را (پرده‏ وار) بر روز می‌پوشاند ...
و در جاى دیگر فرموده: «ثم استوى على العرش ... یدبر الامر» (رعد/۲)
خداوند همان است كه آسمان‏ها را بدون ستون‏هایى كه شما ببینید برافراشت، سپس بر تخت (فرماندهى عالم) استیلا یافت ... كار (عالم هستى) را تدبیر می‌کند.
و جاى دیگر فرموده: «ثم استوى على العرش ... یعلم ما یلج فى الارض» (حدید/۴)
اوست آن كس كه آسمانها و زمین را در شش هنگام آفرید آنگاه بر عرش استیلا یافت آنچه در زمین درآید و آنچه از آن برآید و آنچه در آن بالارود [همه را] می‌داند.
که توی همه این موارد به غیر از مسأله خلقت و جنبه الوهیت خدای سبحان به تدبیر و اداره امور جهان هستی اشاره شده که بت‌پرست ها اونو قبول ندارن!

اما فکر کنم سوالتون هم با این توضیحات واضح بشه که تا خلق آسمان‌ها و زمین در کار نباشه تدبیر اونها هم بی‌معناست یعنی اول باید خلق آسمان‌ها و زمین که خدا اراده کرده به تدریج اونها رو خلق کنه، باشه بعد تدبیر و اداره شون







طبقه بندی: قرآنی،  سؤال و جواب، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
ارسال توسط Sadegh Safa
بازدید : مرتبه
تاریخ : یکم شهریور 90

یکی از تلنگرها و نکاتی که خدا تو قرآن برای هدایت ماها ذکر کرده، اون آیه‌ای که مرگ رو یادآور میشه و می فرماید: کل نفس ذائقة الموت؛ هر کسی طعم مرگ رو می چشه!

خب! حالا که چی؟ فایده‌اش چیه؟

می خوام بگم نکته ظریف این آیه خیلی جاها برای آدم ظاهر میشه و خیلی جاها اثراتش رو حس می کنه، آدم اولاً به این فکر می کنه که بی خود تو این دنیا نیومده، به این فکر میفته که آخر سر یه حساب و کتابی به کاره، به این فکر میفته که مایی که اینجا این همه سختی می‌بینیم بالاخره یه جایی هست که مزد سختی هامون رو بگیریم و … خیلی فکرای دیگه بعضیاش درسته و بعضیاش هم نادرست! کاری ندرایم!

می خوام بگم که آدم با یادآوری این نکته که مردن نه اینکه تباهی نیس بلکه راه و هدف رو برای ما مشخص میکنه، اینو معلوم میکنه که آهای آدما تو اعمالتون مراقب باشید، سعی کنید جوری قدم بردارید که بعداً به ضررتون تموم نشه!

مثل یه کاسب می مونه، دیدین بی گدار به آب نمی زنه! اگه بخواد یه جا سرمایه‌گذاری کنه به اولین چیزی که فکر می‌کنه عاقبت این سرمایه‌گذاریه که آیا به وقت و عمری که روش می ذارم می ارزه؟ از همه مهمتر چه سودی عائدم میشه؟ نکنه تو این راه ضرر کنم؟ و خیلی سوالای دیگه...!

تا حالا ما تو زندگی روزمره مون به بزرگترین معامله زندگی مون فکر کردیم؟ به این فکر می‌کنیم که خدا تو قرآنش به ما وعده داده که خودش خریداره ماست؟

خدا تو قرآنش می گه: إن الله اشتری من المؤمنین أنفسهم و اموالهم بأن لهم الجنة؛ همانا خداوند جانها و اموال مومنان را در مقابل بهشت خریده است.

مگه غیر از اینه که قیمت ما بهشته؟! پس کاری کنیم که به قیمت واقعی و اصلی خودمون دست پیدا کنیم!





طبقه بندی: توبه،  قرآنی، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
ارسال توسط Sadegh Safa
بازدید : مرتبه
تاریخ : یکم شهریور 90

علت تکرار داستان‌های قرآن، برای پندگیری و تأکید روی مطلبه اما نه به این صورت که یک موضوع خاص چند بار تکرار بشه؛ بلکه همونطوری که می دونید زندگی پیامبران ابعاد خاصی داشته و خدا با تکرار داستان اونها تلنگر های خاص خودش رو وارد می کنه مثلاً داستان حضرت آدم و ابلیس که بارها تو قرآن تکرار شده، هر دفعه نکته‌ای رو در بر داره، پس به طور کلی بیان ابعاد مختلف زندگی پیامبران تو جاهای مختلف قرآن تکرار محسوب نمیشه!

اما ممکنه بگید سرگذشت حضرت موسی (علیه‌السلام) چی؟ چرا اینهمه تکرار شده؟

آیت الله مکارم شیرازی تو کتاب قصه های قرآن می نویسد:

سرگذشت حضرت موسی (علیه‌السلام)، بیش از پیامبران دیگر در قرآن تکرار شده و در بیش از سی سوره بیش از صد بار به ماجرای موسی و فرعون و بنی اسرائیل اشاره شده است. اگر آیات هر سوره را جداگانه بررسی کنیم، خواهیم دید که این تکرار جنبۀ لغویت ندارد، بلکه در هر سوره ای به تناسب آنچه در آن سوره مطرح شده به عنوان شاهد و نمونه به داستان موسی اشاره می شود، به علاوه چون کشور مصر وسیع تر و مردم آن دارای تمدن پیشرفته بودند و دستگاه فراعنه هم مقاوم بودند، لذا قیام موسی از اهمیت بیشتری برخوردار بود و نکات عبرت انگیز بیشتری را در بر دارد.[قصه های قرآن، ص۲۲۱]

طبیعیه که فهم بعضی از معارف قرآن سنگینه بخاطر همین از قصه استفاده شده که خدا این قصه ها رو با هدف عبرت گیری آدما بصورت گزینشی بیان فرموده



برداشتی از سایت‌های: hawzah.net & jawab.ir





طبقه بندی: سؤال و جواب،  قرآنی، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
ارسال توسط Sadegh Safa

یه عزیزی پرسیدن: الزام به حجاب بخاطر نا امنی اون موقع عربستان نبوده؟ نگید اینو از خودم می گم، آیه قرآن هم اشاره ای بهش داره، آیه ۵۹ سوره احزاب که آخر آیه خدا می فرماید:
«... این کار برای اینکه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند بهتر است»

توی جواب این دوست گرامی باید بگیم:
آیه قرآن درست می فرماید، اما برداشت شما صحیح نیس
یعنی چی؟
یعنی اینکه آیه شریفه داره به نکته خیلی ریزی اشاره می کنه، آیه می فرماید حجاب و پوشش مناسب داشته باشین تا خودتون تو امنیت کامل قرار بگیرید، معنی اش این میشه که تا خودِ شما بصورت پوشیده تو جامعه ظاهر نشید، امنیتتون بر قرار نمیشه
بعنوان مثال یه جایی رو در نظر بگیرید که از نظر امنیت اجتماعی بیسته بیست باشه، اما زن ها بدون هیچ پوششی تو جامعه ظاهر میشن، توی همچین جامعه ای اگه بشه توی ظاهر با آدمایی که امنیت رو به خطر می اندازن برخورد کرد، اما به نظرتون با برقراری امنیت، میشه جلوی تحریک جنسی جامعه رو گرفت؟ میشه جلوی فحشای پنهانی رو گرفت؟
به نظرتون آتیش زیر خاکستر یه روزی ضرر خودش رو وارد نمی کنه؟!
 




طبقه بندی: سؤال و جواب،  قرآنی، 
برچسب ها: حجاب، امنیت اجتماعی،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
ارسال توسط Sadegh Safa
بازدید : مرتبه
تاریخ : بیست و سوم مرداد 90

آیه ای که دونستنش خالی از لطف نیست و به نظر جالب توجه میاد!

خدا تو این آیه خصوصیات همین قرآنی که تو دستمون رو بیان می کنه و می فرماید:
«کتابٌ فُصِّلَتْ آیَاتُهُ قُرْآنًا عَرَبِیًّا لِّقَوْمٍ یَعْلَمُونَ»
كتابى كه آیات آن به روشنى بیان شده است، قرآنى عربى، براى مردمى كه مى‏دانند.(فصلت/۳)

خدا توی توصیف قرآن می فرماید ما قرآن رو جوری برای شما نازل کردیم و توضیح و تفصیل دادیم که بعداً جای شکایت و گلایه برای عده ای باقی نمونه!
ما قرآن رو به عربی فصیح نازل کردیم!

زبان عربی که به گفته زبان شناسان از فصیح ترین زبان‏ها و بلیغ ترین اون‏ها تو عصر خودش بوده، زبونی بوده که به دو جهت انحراف و سستی توش راه نداشته؛ یکی بعلت متعصب بودن عرب ها روی زبانشون بوده و دومی هم بعلت اینکه اون زمان شبه جزیره عربستان بخاطر حاصل خیز نبودنش مورد هجوم هیچکدوم از ابر قدرت هایی مثل ایران و روم قرار نگرفته بود و تا مادامی که این شرایط بر این شبه جزیره حاکم بوده، کسی به اونجا سلطه پیدا نمی کرده تا اینکه باعث تغییر زبان عربی و به مرور از بین رفتن اون بشه

یا اینکه بگیم: اگه توی اون زمان بهترین و فصیح ترین زبون ها، زبان عربی بوده، حکمت خدا اقتضا می کرد که خدا کتاب و راهنمایی اش رو به اون زبون بفرسته؛ چون دیگه جایی برای اعتراض اعراب باقی نمی مونه و نمی تونن عدم فهم قرآن رو بهونه ای برای اسلام نیاوردنشون معرفی کنن

همونطوری که قرآن هم می فرماید:
اگر قرآن را بر بعضى نژادهاى غیر عرب نازل مى‏كردیم و آن غیر عرب، آن را بر عربها مى‏خواند، هرگز به آن ایمان نمى‏آوردند. (شعراء، آیه198و 199)

اما ممکنه بپرسید اینکه شد اسلام عربی! مگه دعوت پیامبر جهانی نبوده؟

علامه طباطبائی تو جواب این سوال می فرماید:
اسلام در چند مرحله عرضه شد، اول غیر علنی بود بعد تو مکه عرضه شد، بعد پنهانی انتشار پیدا کرد، بعد پیامبر مأمور به دعوت از نزدیکان شد، بعد مأمور به دعوت از تمام قومش شد و در مراحل آخر بود که خداوند فرمود:
قُلْ یا أَیُّهَا النَّاسُ إِنِّی رَسُولُ اللَّهِ إِلَیْكُمْ جَمِیعاً؛
بگو هان اى مردم به درستى من فرستاده خدا به سوى همگى شمایم. (اعراف، آیه 158)

و این از مسلماته که حضرت پادشاهان ایران، مصر، حبشه و روم رو به اسلام دعوت فرمود و جهانی بودن خودش رو به اثبات رسوند.

 

(اقتباسی از تفسیر المیزان)




طبقه بندی: قرآنی،  سؤال و جواب، 
برچسب ها: قرآن برا عرباس؟، قرآن جهانیه؟ دلیل دارید؟،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
ارسال توسط Sadegh Safa
بازدید : مرتبه
تاریخ : بیستم مرداد 90

این سوال خیلی پیش میاد که ما دعا می کنیم، اما انگار نه انگار! خبری نمیشه!

اون نکته ای که مهمه و باید توجه داشته باشیم اینه که اون چیزایی که از خدا می خوایم باید به صلاحمون باشه و خیر مون توش نهفته باشه
به قول قرآن، بعضی اوقات شما یه چیزایی رو دوست دارید اما شرّ شما توی اون نهفته اس
عَسى‏ أَنْ تُحِبُّوا شَیْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَكُمْ وَ اللَّهُ یَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُون‏؛ (بقره/۲۱۶)
که آخر آیه خدا اشاره قشنگی داره،
خدا آخر آیه می فرماید: ...
و خدا می داند و شما نمی دانید.

این قسمت از آیه به نکته جالبی اشاره می کنه، می گه آهای آدما اگه به منِ خدا اعتماد دارید و به عنوان خدای حکیم، منو قبول دارید، منِ خدا یه چیزایی می دونم که شما ازش خبر ندارید. خیلی موقع ها هست که ما به تمام شرایط و احوال دور و بر مون احاطه نداریم و به اون آگاه نیستیم.

پس هر موقع دعا می کنیم، باید اینجوری دعا کنیم که خدایا ! اگه صلاح و مصلحت من توی این خواسته ام رعایت می شه، اونو به من بده!
همیشه راضی باشیم به رضای خدا، سعی کنیم اینو تو دعاهامون هم رعایت کنیم.

امام حسن (علیه السلام) می فرمایند:
هر كه بر نیكویىِ اختیار خداوند توكل نماید، هرگز آرزو نمى كند كه درحالتى غیر از آنچه خداوند براى او اختیار كرده، قرار داشته باشد. (تحف العقول، ص 234)




طبقه بندی: قرآنی،  سؤال و جواب، 
برچسب ها: کیفیت دعا کردن، چه جوری دعا کنیم،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
ارسال توسط Sadegh Safa
بازدید : مرتبه
تاریخ : هجدهم مرداد 90

مگه خدا یکی نیس، این همه دلیل میارید که خدا یکیه! بعد خودِ خدا تو قرآن میگه ما فلان کار رو انجام دادیم! شدین کاسه داغ تر از آش؟

جواب:

نه دوست عزیز ما کاسه داغ تر از آش نشدیم، بلکه خودِ خدا تو سوره توحید می فرماید: قل هو الله احد؛ بگو خدا یکتا و یگانه است.
اما اون ایرادی که وارد کردین، توجیهات مختلف و متفاوتی داره که تو ادامه بهشون اشاره می کنیم.

۱. بعضی گفتن: مثلاً تو آیۀ: انا فتحنا لک فتحا مبینا؛ ما شهر مکه رو فتح کردیم، اینکه چرا تو این آیه تعبیر به ما کرده؟ براى اینه که همچین تعبیری اشاره به عظمت خدا داره، که با ذکر "فتح" هم مناسب تره
یعنی ما شهر مکه رو فتح کردیم، مکه ای که پر بود از مشرکان قریش که خیلی هاشون کینه پیامبر رو تو دل داشتن، بدون خون و خونریزی، تسلیم ما شد.

۲. گاهی هم متکلّم، برای نشون دادن عظمت کاری که انجام داده به جای این که بگه: من این کار رو انجام دادم، می‌گه: ما انجام داده ایم؛ مثل: إِنَّا انزَلْنَاهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْر؛ ما قرآن را در شب قدر نازل کردیم و یا إِنَّا أَعْطَیْنَاکَ الْکَوْثَرَ؛ ما به تو کوثر عطا کردیم، که بر عظمت قرآن و عظمت وجود مقدس زهرای مرضیه (سلام الله علیها) اشاره داره.

۳. گاهی هم خداوند برای اینکه ما رو متوجه اسبابی کنه که خودِ خدا برای انجام گرفتن کاری قرار داده، به جای این که بگه: من انجام دادم، تعبیر به ما می کنه؛ بخاطر همین در ذیل آیه چهارمِ سوره رعد، تو تفسیر المیزان می خونیم:
و همین تعبیر به ما، (
ما بعضی را بر بعضی برتری دادیم) خالى از اشعار (اشاره) به این معنا نیست که در این بین، غیر از خداى سبحان، اسباب الاهى نیز در کارند، که به امر او عمل نموده، و همه به خداى سبحان منتهى مى شوند.

 

(اقتباسی از سایت تبیان)




طبقه بندی: قرآنی،  سؤال و جواب، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
ارسال توسط Sadegh Safa
بازدید : مرتبه
تاریخ : هجدهم مرداد 90

دلایل مختلف و متفاوتی وجود داره که اثبات میکنه جز خدا کسی قادر به گفتن همچین کلامی نیس

اولین دلیلی که وجود داره، تحدی و مبارز طلبیدن قرآنه، قرآن میگه اگه می تونید یه سوره و یا حتی یه آیه مثل قرآن بیارید؟ فکر می کنید یهودیانی که از صدر اسلام با اسلام دشمن بودن، این آیه رو نخوندن و یا اینکه حتی به ذهنشون نرسیده که برای گمراه کردن مسلمونا آیه یا سوره جعلی درست کنن؟ و یا اینکه الان که اسلام این همه دشمن داره، هنوز کسی نتونسته حتی یه آیه مانند قرآن بیاره که همتراز و همسان با آیات دیگه باشه!
شاهد بعدیش هم اینه که ما تو سیر تاریخی شاهد احادیث جعلی هستیم ولی تا به حال حتی یه آیه جعلی که همتراز قرآن باشه، پیدا نکردیم.

دومین دلیلی که میشه بهش اشاره کرد، امی و درس نخونده بودن پیامبر هست. چطور یه کسی که بی سواده می تونه همچین آیاتی با این فصاحت و بلاغت تحویل جامعه ای بده که از لحاظ فصاحت و بلاغت زبانزد بودن؟ اون جامعه ای که با دیدن آیات و مطالعه اون ها زبون به تحسین باز کردن!

سومین دلیل، پشتوانه قرار گرفتن قرآن از سوی پیامبره! بارها پیش میومد که سوالی نزد پیامبر مطرح و می شد و حضرت جوابش و نمی دانست و منتظر نزول وحی می شد!
تعدادی از یهودی ها اومدن و سوالی مطرح کردن و پیامبر وعده فردا دادند، خداوند برای تأدیب پیامبر و تعلیم پیروان حضرت، چند روز نزول وحی رو به تأخیر انداخت، طوری که مشرکان مکه شایعه کردن که خدای محمد با او قهر کرده!
اگه قرآن سخن خودِ حضرت بود، پیامبر کاری نمی کرد که برای خودشان بد تموم بشه!

 

 

(اقتباسی از سایت پاسخگو)




طبقه بندی: قرآنی،  سؤال و جواب، 
برچسب ها: قرآن الهی است،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
ارسال توسط Sadegh Safa
بازدید : مرتبه
تاریخ : سوم مرداد 90

مگه خدا تو سوره کهف آیه ۵۰ نمیگه: وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلاَّ إِبْلیسَ كانَ مِنَ الْجِن‏ّ؛
به یاد آرید زمانى را كه به فرشتگان گفتیم: «براى آدم سجده كنید!» آنها همگى سجده كردند جز ابلیس كه از جن بود!

اگه خدا، خطاب به فرشته ها گفته که به آدم سجده کنید، چه ربطی به شیطان داره؟ چون خودِ خدا آخر آیه میگه ابلیس از جنس اجنه است! پس در واقع شیطان از دستور خدا سرپیچی نکرده!!!
اما اگه بگیم نه! از ملائکه بوده و دستور به سجده از جانب خدا، شیطان رو هم شامل میشه، دیگه عبارت "کان من الجن" او از جنس اجنه بود! به چه معناست؟!!!

جواب:

توی جواب باید بگیم همونطوری که خدا توی این آیه فرموده، که شیطان از جنس اجنه اس، اما اینکه چرا مخاطب فرشتگان قرار گرفته بخاطر عبادت و بندگی اش هست!

حضرت امیر (علیه السلام) تو خطبه قاصعه شون تو نهج البلاغه، عبادت شیطان رو تا ۶۰۰ هزار سال که هر روزش هزار سال باشه، می دونن؛ یعنی در واقع شش میلیون سال عبادت!
خب! همین شش میلیون سال عبادت باعث شد شیطان هم در زمرۀ فرشتگان الهی قرار بگیره؛ چون همونطوری که می دونید فرشتگان الهی اولا معصومند و در ثانی کارشون اطاعت امر خدا و بندگی کردنه و معلومه که شیطان با این همه عبادت در صف اونا قرار میگیره.

پس هم خطاب خدا درسته و هم آخر آیه که فرموده کان من الجنّ

 

منبع




طبقه بندی: قرآنی،  سؤال و جواب، 
برچسب ها: شیطان، جن یا فرشته؟،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
ارسال توسط Sadegh Safa
بازدید : مرتبه
تاریخ : بیست و نهم تیر 90

یکی از خصوصیات قیامت اینه که تو اون روز درون آدما فاش میشه(طارق/۹) و بر عکس اینجا، آدما از قیافه شناخته می شن و اعمالشون تو ظاهرشون معلوم میشه(الرحمن/۴۱) دیگه آدم دو رو معنی نداره! همه با قیافه واقعی شون که تو دنیا برا خودشون ساختن، ظاهر میشن

قرآن میگه قیافه بعضیا توی اون روز «روشن و نورانی است، خندان و شادمان است.»(تحریم/۸) و هر کی از اون نورانیت برا خودش چیزی بر داره، در رحمت خدا قرار می‌گیره و در آن جاودانه (آل عمران/۱۰۷)، یعنی همون خوش بختی ابدی که خیلیا دنبالشن!

چه کار کنیم که روز قیامت نه تنها بد قیافه نباشیم، بلکه چهره مون بدرخشه؟

یکی از راههایی که گفتن نمازه، چه واجب و چه مستحب، خودش نوره و نمازگزار رو نورانی می‌كنه؛ چنان كه پیامبر (صل الله علیه و آله)‏ فرمود:
«نماز نور مؤمن است و نماز نوری است از جانب خدا»(مستدرك الوسائل، ج3، ص 92)

مخصوصاً نمازهایی چون عشا، صبح، نافله شب كه در تاریكی اقامه می‌شن، در قیامت و مراحل مختلفش و حتی در همین دنیا نورانیّت میاره، گفتیم شب، چون شب بودن خودش خصوصیت داره

 

منبع


طبقه بندی: قرآنی، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
ارسال توسط Sadegh Safa
(تعداد کل صفحات:3)      [1]   [2]   [3]