تبلیغات
حقیقت، بدست آوردنی است! - The Truth Is Obtinable - مطالب هفته سوم آذر 1390
امام حسن (علیه السلام): بهترین نیکویی ها خلق نیکو است.
بازدید : مرتبه
تاریخ : بیست و یکم آذر 90
حکم روزه روز عاشورا طبق نظر شیعه و اهل سنت کاملا مخالف همدیگه اس! علتش هم اینه که ما قول فرزندان پیامبر، که ائمه اهل بیت باشن رو حجت می دونیم اما اونا نه!

اگه یه دوری تو کتابای اهل سنت بزنیم همچین استحبابی باز هم قابل اعتماد نیس! چون به یه تعارض روشن و واضح پی می بریم، مثلا تو کتاب صحیح مسلم، کتاب الصوم، صوم یوم عاشوراء، به نقل از ابن مسعود اینطور نقل شده: 
«قبل از نزول حکم روزه ماه رمضان، روز عاشورا را روزه می گرفتند اما پس از آن، روزه عاشورا ترک شد.» 

یا تو بعضی از روایات اهل سنت اومده که پیامبر به تبع دوران جاهلیت که عاشورا رو روزه می گرفتن، روز عاشورا رو روزه می گرفت!!! (1)


یا اینکه جالبتر اینکه، میگن: پیامبر فضیلت روزه روز عاشورا رو نمی دونست، اما بعد از هجرت به مدینه از یهودی ها یاد گرفت و به اون عمل کرد!!! (2)

به نظر شما اصلا امکان داره پیامبر با علم لدنی که دارن، از استحباب روزه همچین روزی مطلع نباشن؟!!!

در ثانی اگه یه سرچ بزنید متوجه می شید که اصلا یهودی ها از ماههای شمسی استفاده می کنن نه قمری!!!

این اضطراب روایات و تعارضاتی که تو روایات اهل سنت دیده میشه، این احتمال رو قوی می کنه که روزه این روز دسیسه بنی امیه است و اونا بعد از شهید کردن امام حسین علیه السلام به همین بسنده نکردن و دستور دادن به یُمن کشتن امام حسین، مساجدی رو هم بنا کنن! (3)


اما اگه یه سری به روایات خودمون بزنیم عکس مطلب بالا رو از اهل بیت پیدا می کنیم

تو یه روایتی اکه از امام رضا علیه السلام، در مورد روزه عاشورا سوال شده، می خونیم:
 آیا از روزه پسر مرجانه سوال می کنید؟ روز عاشورا، روزی است که ناپاکان از آل زیاد به خاطر ـ سرور و شادی ناشی از ـ کشتن امام حسین (علیه السلام) آنرا روزه گرفتند. (4)



پی نوشت ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــ

1. 
صحیح بخاری، کتاب الصوم، ح 1794
2. همان، ح 1900، 3726 و 3727
3. حماسه حسینی شهید مطهری ج 1، ص 122-123
4. تهذیب، 4/301



(برداشتی از سایت حوزه نت)



طبقه بندی: سؤال و جواب، 
برچسب ها: عاشورا، روزه، پیامبر، تاسوعا، روز عاشورا، احکام روزه، روزه روز عاشورا، احکام، احکام روزه روز عاشورا، حکم روزه، حکم روزه روز عاشورا،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
ارسال توسط Sadegh Safa
بازدید : مرتبه
تاریخ : بیستم آذر 90
این سوال آدم رو یاد این روایت و البته روایات مشابهش می اندازه، تو این روایت که می خوام براتون بگم، یه عده میان خدمت امام باقر و از حال خوش معنوی می گن و... اما بهتره اصل روایت رو خودتون بخونید:

روزی یكی از یاران امام باقر(ع) عرض می‌كند: هر وقت خدمت شما هستیم، دل‌های ما نرم می‌شود و احساس می‌كنیم چنان به خدا نزدیكیم كه مال و دارایی و دنیا نزد ما پست و بی‌ارزش می‌گردد و جان و روح ما از نداشتن دنیا تسلی می‌یابد اما همین كه از شما بیرون می‌رویم و به دوستان و مردم و خانواده و اهل بازار نزدیك می‌شویم، حال معنوی و روحانی كه داشتیم، از دست می‌دهیم و دوباره به دنیا علاقه‌مند می‌گردیم. 
چرا این دگرگونی در ما ایجاد می‌شود؟ چه كار كنیم تا حال خوش معنوی و روحانی همیشه با ما باشد؟
حضرت فرمود: دگرگونی‌ها كه گاهی دل‌ها نرم و پذیرای حق می‌گردد اما گاهی سخت و سفت می‌شود، حالات مربوط به دل و مقتضای طبیعت آن است.
بعد فرمود: همین پرسش را روزی گروهی از صحابه از پیامبر پرسیدند ایشان فرمود: "این طبیعت دل‌ها است. اگر به همان حالی "كه آن را توصیف كردید، باقی می‌ماندید و آن حال معنوی ثبات و دوام داشت، فرشتگان بر شما نازل می‌شدند و دست در دست شما می‌گذاشتند"( اصول كافی، ترجمه مصطفوی، ج 4، ص 154).

اگه دقت کنید، حضرت روی ثبات و دوام تاکید می کنن، ثبات و دوام حال معنوی، نه تنها تو محرم بلکه تو بقیه ماه های سال هم می تونه رخ بده، اما شرایطی داره که خلاصه خدمتتون عرض می کنم:

اول اینکه معرفت و شناختمون نسبت به مسائل اعتقادی رو ببریم بالا یعنی هر چی از فلسفه احکام و مسائل بیشتر بدونیم اون معرفتمون تبدیل به بصیرت دینی میشه یعنی چشممون رو به حقایق باز میشه و...

دوم اینکه از گناه دوری کنیم، دوری از گناه دو جوره یکیش پیشگیری از گناهه مثل اینکه طرف خودش رو از جاهایی که می ترسه که به گناه بیفته، دور کنه و دومیش هم توبه واقعیه که پاک کننده روح و روان آدمه

سوم اینه که اگه به مسائل معنوی رو آوردیم، تعادل رو حفظ کنیم و جوری نباشه که از اصل زندگی باز بمونیم

چهارم اینکه مراقب نفس خودمون باشیم، نفس مثل یه حیوان چموش می مونه، اگه ازش غافل بشیم، ما رو به بیراهه می بره، پس باید مراقبش بود اگه احیانا کار ناشایستی انجام داد اون تنبیه کرد، بخاطر همینه که تو راویت اومده: حاسبوا انفسکم قبل ان تحاسبوا؛ نفس خودتون رو به حساب بکشید، قبل از اینکه به حسابتون رسیدگی کنن (بحارالانوار، ج67، ص73)


طبقه بندی: سؤال و جواب، 
برچسب ها: محرم، حال خوش، خوش حالی، حال معنوی، معنوی، تاسوعا، عاشورا، معنویت، سرحالی،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
ارسال توسط Sadegh Safa
بازدید : مرتبه
تاریخ : نوزدهم آذر 90




طبقه بندی: عکس، 
برچسب ها: مرگ، مردن،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
ارسال توسط Sadegh Safa
بازدید : مرتبه
تاریخ : هجدهم آذر 90
پرسیدن:

تاسوعا و عاشورا یعنی چی؟ چرا همچین اسمی روش گذاشتن؟ اصلن کی همچین اسمی گذاشته؟ من درآوردی ملاهاست؟

جواب:

تسع یعنی نه و اصطلاحا به روز نهم محرم تاسوعا گفته میشه و عشر یعنی ده که اصطلاحا به روز دهم محرم، عاشورا می گن (1)

اما اینکه چرا به روز دهم محرم عاشورا گفته میشه و این اصطلاح از کی و بوسیله چه کسی به این نام، نامگذاری شده، باید بگم (اونطوری که از لابلای کتب حدیثی بهش رسیدم) اولین بار توسط خود خدای متعال استعمال شده!

تعجب نکنید! جریان از این قراره که توی این روایت، حضرت موسی علیه السلام، علت فضیلت و برتری امت پیامبر (صل الله علیه و آله) رو می پرسه و خدا تو جوابش می فرماید بخاطر ده فضیلت اونا رو بر بقیه برتری دادم، بعد خداوند فضایل امت پیامبر رو برای حضرت موسی می شمره:
نماز، زکات، روزه، حج، جهاد، جمعه، جماعت، قرآن، علم و دانش، 
عاشوراء

بعدش حضرت موسی می پرسه خدایا 
عاشورا چیه؟

که خداوند توی جواب، کارایی رو که انجامش تو روز عاشورا مستحبه رو برا حضرت موسی می شمره(2)
روایتش طولانیه اگه خواستین توی یه پست دیگه میشه بیاریم و توضیح بدیم.

پی نوشت ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــ
1. مصباح المنیر، ج2، ص75
2. 
یا رب لم فضلت أمة محمد صلى الله علیه وآله وسلم على سائر الأمم؟ فقال الله تعالى: فضلتهم لعشر خصال، قال موسى: و ما تلك الخصال التی یعملونها حتى آمر بنی إسرائیل یعملونها؟ قال الله تعالى: الصلاة والزكاة والصوم والحج والجهاد والجمعة والجماعة و القرآن والعلم والعاشوراء. قال موسى: یا رب وما العاشوراء؟ قال: البكاء و التباكی على سبط محمد صلى الله علیه وآله و سلم و المرثیة و العزاء على مصیبة ولد المصطفى، یا موسى ما من عبد من عبیدی فی ذلك الزمان بكى أو تباكى و تعزى على ولد المصطفى الا وكانت له الجنة ثابتا فیها. و ما من عبد أنفق من ماله فی محبة ابن بنت نبیه طعاما و غیر ذلك، درهما أو دینارا الا باركت له فی دار الدنیا، الدرهم بسبعین و كان معا فی الجنة، و غفرت له ذنوبه. و عزتی و جلالی ما من رجل أو امرأة، سال دمع عینیه فی یوم عاشوراء و غیره قطرة واحدة الا وكتب له اجر مائة شهید. (مجمع البحرین، ج3، 405)



طبقه بندی: سؤال و جواب، 
برچسب ها: عاشورا، تاسوعا، نامگذاری، نام گذاری، علت نام گذاری، علت نامگذاری، علت، اسم گذاری، وجه تسمیه، یعنی چی؟، تعریف، یعنی چه؟، یعنی چی، یعنی چه، تعریف کنید،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
ارسال توسط Sadegh Safa
اون موقعی که ابن زیاد بصورت ناشناس وارد کوفه شد و استقبال گسترده و پر شور مردم رو دید، به محبوبیت امام حسین پی برُد؛ چون مردم فکر می کردن این امام حسین هست که اومده اما اشتباه می کردن! 

ابن زیاد با دیدن همچین استقبالی سیاست های مختلفی رو پی گرفت تا مردم رو به سمت خودش بکشه:

سیاست روانی: ابن زیاد بعد از اینکه وارد کوفه شد، تو مسجد جامع این شهر رو به مردم، خودش رو برای فرمانبردار ها مثل پدری مهربان و برای نافرمان ها شمشیر و تازیانه رو به رخ کشید!(1) 
ابن زیاد، بعد از بیعت گرفتن مسلم از کوفیان، بازم با عملیات روانی، که سپاه عظیمی از شام به سمت کوفه در حال حرکته، مردم و مخصوصا زن ها رو نسبت به اون سپاه و از بین رفتن مردها ترسوند(2) و شب هنگام مسلم رو تو کوچه های کوفه تنها گذاشت!

سیاست اجتماعی: تو زندگی قبیله‏گی یه شغلی بوده به اسم عرافت، مثل ثبت احوال خودمون، با این تفاوت که هر عریفی وظیفه ثبت احوال و اولاد و آمار گیری از دین و مذهب و گرایش افراد قبیله خودش رو به عهده داشته
ابن زیاد رو به این عریف ها میگه:
«شما باید نام غریبان و مخالفان امیرالمؤمنین یزید را كه در عرافت شما هستند، براى من بنویسید. همچنین هر كس را از حروریه (خوارج) و مشكوكین كه نظر بر اختلاف پراكنى دارند، باید به من گزارش دهید. كسى كه به این دستور عمل كند با او كارى نداریم؛ اما هر كس ننویسد باید ضمانت عرافت خود را به عهده بگیرد و نباید هیچ مخالف و یاغى در عرافت او با ما مخالفت كند. اگر چنین نشود، از پناه ما خارج شده و مال و خون او بر ما حلال است. هر عریفى كه در عرافت او از شورشیان علیه امیرالمؤمنین (یزید) كسى یافت شود، آن عریف بر در خانه‏اش به دار آویزان خواهد شد و همه آن عرافت را از پرداخت عطاء محروم خواهم كرد»(3)

این از سیاست اجتماعی، اما مهمترین سیاستی که همچین بی ربط هم به سیاستهای به کار رفته بالا نیست، سیاست اقتصادی هست که توصیه می کنم حتما بخونید

سیاست اقتصادی: توی اون زمان، معمولا منبع در آمد یا بهتر بگم منبع خورد و خوراک مردم، دو تا چیز بیشتر نبوده، یکی عطاء و دیگری جیره، که هر دو از طریق حکومت تامین می شده، بخاطر همین دنبال کشاورزی و صنعتگری نمی رفتن، این کارها رو مخصوص موالی (هم پیمانان غیرعرب) می دونستن و اصلا یه پله بالاتر، این کارها رو تو شأن خودشون نمی دونستن(4)
عطا اون پولی بوده که از حکومت می گرفتن و جیره هم کمک های جنسی مثل خرما، گندم، روغن و... بوده

فکر کنم متوجه شدین که چی می خوام بگم، بله! حکومت ها مخصوصا حکومت بنی امیه و بالاخص ابن زیاد از این قضیه به خوبی به نفع خودشون استفاده کردن

یکی از تهدیدهای ابن زیاد قطع کردن همین عطا و جیره ها بود، بخاطر همین عریف ها و افراد دیگه سعی می کردن که قبل از حکومت خودشون، مخالفای حکومت رو ساکت کنن
همچنین یکی از شگردهای ابن زیاد برای پراکنده کردن مردم از کنار مسلم زیاد کردن عطا و جیره بود(5) که به نظرم خوب جواب داد!
ابن زیاد با همین شگرد تونست لشکری بالغ بر 30 هزار نفر برای مقابله با امام حسین علیه السلام جمع کنه(6) لشکری که دلشون با امام حسین بود! (7)

امام حسین علیه السلام هم با درک این واقعیت، تو سخنرانی شون تو روز عاشورا به همین مطلب اشاره دارن و می فرمایند:

«كلكم عاص لامرى مستمع لقولى، قد انخزلت عطیاتكم من الحرام و ملئت بطونكم من الحرام فطبع على قلوبكم»؛ «همه شما علیه من عصیان مى‏ورزید و سخنان مرا گوش نمى‏دهید؛ [علّت آن این است كه] عطاهاى شما از مال حرام فراهم آمده و شكم هایتان از حرام انباشته شده است و این باعث مُهر خوردن بر دل‏هایتان گشته است».(8)

پی نوشت ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــ
1. 
وقعة الطف، ص 110
2. همان، ص 125
3.
 وقعة الطف، ص 11؛ تاریخ طبرى، ج 4، ص 267
4. الحیاة الاجتماعیة و الاقتصادیة فى الكوفة، ص 219.
5. وقعة الطف، ص 125؛ تاریخ طبرى، ج 4، ص 277
6. بحارالانوار، ج 45، ص 4
7. حیاة الامام الحسین(ع)، ج 2، ص 453.
8. بحارالانوار، ج 45، ص 8.




هر دو پست خلاصه ای از سایت پرسمان



طبقه بندی: اهل بیت «علیهم السلام»،  سؤال و جواب، 
برچسب ها: سیاسی، اوضاع، اقتصادی، اجتماعی، کوفه، زمان امام حسین، امام حسین، زمان، عصر، تاریخ، زمانه، هنگامه، قیام، قیام امام حسین، علیه السلام،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
ارسال توسط Sadegh Safa
با خودم فکر می کردم، گفتم این همه کوفی ـ که تا 12000 کارت دعوت برا امام حسین (علیه السلام) ارسال کردن(1) ـ چه انگیزه ای داشتن؟ اصلا اوضاع چه جوری بوده که این همه دعوت نامه فرستادن؟ 

اگه یه نگاهی به تاریخ بندازیم، گروه های مختلف، اونم با انگیزه های مختلف برا امام نامه فرستادن:

اولین گروه شیعیان خالص بودن مثل حبیب بن مظاهر و مسلم بن عوسجه، از اون جایی که حکومت رو بنا به آیات قرآن و روایات مخصوص اهل بیت پیامبر می دونستن، البته این گروه خیلی کم بودن!

دومین گروهی که برا امام نامه نوشتن، عده زیادی از مردم کوفه بودن که بیشتر افراد میان سال و پیر کوفی بودن که حکومت حضرت امیر (علیه السلام) رو درک کرده بودن و از اون طرف ظلم و ستم اموی ها رو تحمل کرده بودن، پس امام حسین رو بهترین گزینه برای احیای حکومت علوی می دونستن

سومین گروه هم عده ای بودن که دنبال مرکزیت کوفه بودن (آخه تو اون دوران بین مرکزیت کوفه و شام درگیری بوده) اینا بهترین شخصیت برای تحقق این هدف رو امام حسین می دونستن، بخاطر همین برا حضرت دعوت نامه ارسال کردن

چهارمین گروه بزرگان قبائل بودن، مثل شبث بن ربعی و دیگران که عمدتا به فکر منافع خودشون و حفظ جایگاه و ریاست خودشون بودن، وقتی سیل نامه ها رو دیدن برا اینکه از قافله عقب نمونن شروع به نامه نگاری کردن تا اگر حکومت امام حسین تشکیل شد، اونا هم بی بهره نمونن

اما گروه آخر، توده مردمی بودن که نون رو به نرخ روز می خواستن! وقتی شور و هیجان نامه نوشتن رو دیدن، اونا هم خواستن از قافله نویسندگان عقب نمونن!(2)

حالا که گروه های مختلف و انگیزه های مختلف معلوم شد، تو تاپیک بعدی بهتر می تونیم وضعیت سیاسی، اقتصادی و روحی روانی اون موقع رو بررسی کنیم

پی نوشت ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــ
1. 
بحارالانوار، ج 44، ص 344
2. بر گرفته از کتب تاریخی مثل وقعة الطف و تاریخ طبری



طبقه بندی: اهل بیت «علیهم السلام»،  سؤال و جواب، 
برچسب ها: انگیزه، هدف، غرض، کوفیان، کوفی ها، کوفی، امام حسین، حسین، حسین علیه السلام، قیام امام حسین، قیام،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
ارسال توسط Sadegh Safa
بازدید : مرتبه
تاریخ : شانزدهم آذر 90
گزارش تاریخ نسبت به جنایات معاویه


تاریخ هم بر علیه معاویه گزارش میده! آخه یه عده که اسم خودشون رو گذاشتن مسلمون دارن ازش حمایت می کنن! بله! درست متوجه شدین! وهابیت رو می گم
یه نمونه از گزارش تاریخ رو براتون می ذارم تا شِکوِه و شکایت بزرگ صحابی پیامبر(صل الله علیه و آله)، امام حسین (علیه السلام) رو نسبت به این شخص مطلع بشین


معاویه تو زمان بیست سال جانشینی پیامبر، بدعت ها و فجایعی به بار آورد که امام حسین (علیه السلام) رو وادار به عکس العمل می کنه، حضرت تو نامه ای به معاویه، جنایات اون رو متذکر می شن و می فرمایند:


اما بعد، نامه تو به من رسید و یادآور شدى كه امورى از من به تو رسیده كه به گمان تو، سزاوار من نبوده است، همانا براى رسیدن به خوبی‌ها و توفیق، جز پروردگار عالم، كسى وجود ندارد. و امـا آنـچـه از من به تو رسیده، سخن افراد چاپلوس و سخن چین است كه تفرقه‌انداز و دروغگویان گـمراه هستند من تصمیم به جنگ و مخالفت با تو را نگرفته‌ام و از این كه جنگ با تو و حزب ظالم تو را كه یاران شیطان هستند، ترك كردم از خداوند خائف هستم. 
آیـا تـو قـاتـل حـجـر بن عدى و یارانش نیستى كه عابد و متواضع بودند، آنها كه بدعت‌ها را ناروا مـى‌شمردند، امر به معروف و نهى از منكر مى‌كردند، بعد از آن كه امان و عهد محكم دادى، به ناحق آنان را كشتى؟ با این عمل بر خدا جرات كردى و عهد او را سبك شمردى! 
آیـا تـو قـاتـل عـمـر بن حمق نیستى؟ 
آن انسانى كه در اثر عبادت، بدنش لاغر و صورتش زرد و نـحـیـف شده بود، بعد از آن همه عهد و پیمان‌هاى محكم، او را هم كشتى به نحوى كه اگر آهوان مى‌فهمیدند از بالاى كوه‌ها پایین مى‌آمدند.
تو (زیاد بن ابیه) را بر مردم مسلط كردى كه آنان را مى‌كشد و دسـت و پـایشان را قطع مى‌كند و آنان را بر شاخه‌هاى درخت خرما آویزان مى‌كند، سبحان‌اللّه! اى معاویه! گویا تو از این امت نیستى و این امت هم از تو نیستند؟

آیـا تـو قـاتـل حـضرمیین (زیـاد بـن ابـیـه به دستور معاویه، مسلم بن زیمر و عبداللّه بن نجر حضرمى را به جرم تشیع به دار زد و چندین روز جنازه اینان جلو خانه‌هایشان بر دار بود. (الغدیر/ 11/61).) نیستى كه زیاد بن ابیه با تو مكاتبه كرد كه اینان طرفدار على علیه السلام هستند و دین على همان دین پیامبر صلی الله علیه و آله است كه تو امروز به جاى او نشسته‌اى، اگر دین پـیـامـبـر نـبـود، شرافت تو و پدرانت همانند شرافت كوچ كنندگان در زمستان و تابستان بود كه خداوند به خاطر ما بر شما منت نهاد و آن را برداشت. 
معاویه! در نامه‌ات نوشته‌اى كه این امت را به فتنه نیندازم، ولى من فتنه‌اى را بالاتر از این نمى‌بینم كه تو امیر بر این مردم هستى. 
بـاز گفته‌اى كه مصلحت خود و دین و امت پیامبر صلی الله علیه و آله را در نظر بگیرم، به خدا قسم! من چیزى را بـهـتر از جنگ با تو نمى‌بینم كه اگر این كار را انجام بدهم، مقرب درگاه الهى شده‌ام و اگر ترك كنم، از خدا استغفار مى‌كنم و از خداوند آنچه موجب محبت و رضایت اوست، مى‌طلبم.
باز گفته‌اى كه هر وقت من حیله كنم، تو هم حیله مى‌كنى، پس معاویه هر چه مى‌توانى حیله كن، به جان خودم قسم همیشه صالحین مورد حیله قرار مى‌گرفتند و من امیدوارم كه ضررش متوجه خودت بشود و اعمالت را نابود سازد.

مـعـاویـه! از خـدا بترس كه خداوند متعال نامه اعمالى دارد كه تمام اعمال صغیره و كبیره در آن ضبط است.
معاویه! خداوند فراموش نمى‌كند كه چگونه اولیاءاللّه را به صرف گمان درباره آنان، كشتى یا دسـتـگـیـر نـمودى و پسرت (یزید) را كه شراب مى‌نوشد و سگ بازى مى‌كند بر گرده مردم سوار كـرده‌اى! 
مـى‌بـیـنم تو را كه خود، اهل و دینت را نابود كرده‌اى و مردم را حقیر و كوچك شمرده‌اى. والسلام

(
الامامة والسیاسة، 1/155 ـ 157/ اعیان الشیعه، 1/583/ بحارالانوار، 44/212)



طبقه بندی: اهل بیت «علیهم السلام»، 
برچسب ها: وهابی، وهابی، وهابیت، وهابیت، وهابیة، وهابیه، حامی، حامیان، حمایت کننده، اصلی، قطعی، ابوسفیان، معاویه، پسر ابوسفیان، معاویة، أبوسفیان،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
ارسال توسط Sadegh Safa