تبلیغات
حقیقت، بدست آوردنی است! - The Truth Is Obtinable
امام حسن (علیه السلام): بهترین نیکویی ها خلق نیکو است.
بازدید : مرتبه
تاریخ : هشتم اردیبهشت 91
گرامیداشت فاطمیه نه بخاطر اینست که فاطمه دخت پیامبر است، نه به خاطر اینست که فاطمه همسر وصی است، بخاطر نسبت و این حرف ها نیست

شاعر می گه: گیریم پدر تو بود فاضل / از فضل پدر تو را چه حاصل!

اگه بگیم گرامیداشت فاطمیه فقط بخاطر اینه که حضرت دختر پیامبر و یا همسر حضرت امیر هستن، حرف نادرستیه! چون اصل و نسب هیچ موقع ملاک برتری نبوده و نیست!

حضرت امیر تو مناجاتشون تو مسجد کوفه، در مورد کارزار قیامت می فرمایند: خدایا به تو پناه می برم از اون روزی که همه از همدیگه فرار می کنن، پدر از پسر فرار می کنه، مادر از فرزندش فرار می کنه، برادر از برادر فرار می کنه و... 
پس اگه اصل و نسب بدرد می خورد، حداقل باید تو کارزار قیامت دست ما رو می گرفت، در حالی که می بینیم حضرت امیر جور دیگه ای می فرمایند

پس گرامیداشت فاطمیه بخاطر چیه؟ ما بخاطر چی فاطمیه رو بزرگداشت برگزار می کنیم؟ 

اصلی ترین دلیلی که ما برای بزرگداشت فاطمیه میاریم، شخصیت والا و منحصر به فرد حضرت هست، اون شخصیتی که بعنوان شاخۀ درخت رسالت معرفی شده!

چه کسی این حرف رو زده، اون کسی که خدا در موردش تو قرآن می فرماید: وَعَلَّمَکَ مَا لَمْ تَکُنْ تَعْلَمُ وَکَانَ فَضْلُ اللَّهِ عَلَیْکَ عَظِیمًا؛آنچه را نمى‏دانستى به تو آموخت و همواره فضل خدا بر تو بزرگ است.[نساء/113]

پیامبر می فرمایند: این است و جز این نیست، فاطمه شاخه‌ی ریشه دوانده در وجود من است، آن‌چه او را دل گرفته کند، مرا دل گرفته کرده است. آن‌که او را انبساط دهد، به من انبساط می‌دهد. (المناقب/3/332)

اگه دقت کنیم،این حدیث می گه: یه اتحادی بین درخت و شاخه وجود داره که هیچگونه جدایی بین اون دوتا فرض نمیشه! 

وجود فاطمه از وجود پیامبره، هستی پیامبره! پس اگه کسی باعث آزار زهرای مرضیه بشه، انگار وجود و هستی پیامبر رو اذیت و آزار داده، حالا شما بگید: آیا همچین شخصی لایق جانشینی پیامبر هست؟



طبقه بندی: اهل بیت «علیهم السلام»، 
برچسب ها: فاطمه، فاطمیه، گرامیداشت، چرا فاطمیه، فاطمیه اول، فاطمیه دوم،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
ارسال توسط Sadegh Safa
بازدید : مرتبه
تاریخ : بیست و یکم بهمن 90
تو یکی از سایتا یه عکسی دیدم از اون خانمی که اخیراً شده سوژه سایتا و وبلاگا، اما نقطه ناراحتی اونجاس که سایتی که این عکس و مونتاژ کرده بود، از سرِ ناشی گری به جای اینکه به گمان خودش کار فرهنگی کرده باشه، بدتر یه کلنگ ور داشته بود با این عکسش داشت، ریشه اسلام و نشونه می رفت!!!

اینا اگرم بخوان کار دینی بکنن، سوراخ دعا رو گم کردن، ما اگه بخوایم از کار یکی بد بگیم باید راه نشونش بدیم نه اینکه اگه یه نیم درصد هم احتمال برگشت تو دلش باشه، اونم ازش بگیریم

پیشنهاد من اینه:


به نظرم اگرم می خوایم کار فرهنگی کنیم، جوری تبلیغ کنیم که طرف از دین زده نشه و اون نیم درصد امیدواری اش به بخشش الهی و بازگشت، بیشتر بشه نه کمتر!



طبقه بندی: توبه، 
برچسب ها: توبه، بازگشت، گلشیفته، فرهانی، گلشیفته فراهانی، فرانسه، مجله، مجله فرانسوی،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
ارسال توسط Sadegh Safa
بازدید : مرتبه
تاریخ : هفدهم بهمن 90
لفظ شیعه یا بهتر بگم عنوان شیعه بر خلاف اون چیزی که الانه وهابی ها میگن، از زمان خودِ رسول خدا (صل الله علیه و آله)، و توسط خودِ ایشون استفاده شده
تو حدیثی که سیوطی، از علمای اهل سنت، نقل می کنه، پیامبر خدا تو تفسیر آیه 7 سوره بینه که می فرماید: إن الذین ءامنوا و عملوا الصالحات اولئک هم خیر البریة؛ کسانی که ایمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند، بهترین مخلوقات (خدا) هستند!
اشاره به علی (علیه السلام) کردن و فرمودن: او و شیعیانش در روز قیامت رستگار خواهند بود.(1)

یا اینکه ابو حاتم رازی تو کتاب اعیان الشیعه، نقل می کنه که لفظ شیعه تو زمان رسول خدا، لقب چهار نفر از صحابه های پیامبر بوده، که اونا عبارت بودن از: سلمان فارسی، ابوذر، مقداد و عمار.(2)

اما ممکنه بپرسید اون موقع که مسلمونا فرقه فرقه نشده بودن که، به همه می گفتن مسلمان، دیگه شیعه، سنی یا وهابی و... معنی نداشته! اینو چی می گید؟

تو جواب باید بگیم: اینکه تو زمان رسول خدا به یه عده شیعه می گفتن، لازمه اش این نیس که همچین فرقه ای بوجود اومده باشه، بلکه بخاطر فضائل بالای حضرت امیر (علیه السلام) و موقعیت ممتازی که ایشون نزد پیامبر داشتن، عده ای به ایشون ارادت خاصی داشتن و تو گفتار و کردار حضرت، از ایشون پیروی می کردن که در واقع پیروی از خودِ رسول الله بود؛ چون در حقیقت رفتار و گفتار علی (علیه السلام) همانند رسول گرامی اسلام بود.

پس در نتیجه، با استناد به شواهد تاریخی، تاریخ پیدایش شیعه از زمان خودِ رسول خدا (صل الله علیه و آله) می باشد.


پی نوشت ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1. الدر المنثور، السیوطی، ج8، ص589 / بحوث فی الملل و النحل، الشهرستانی، ج6، ص102 تا 106

2. اعیان الشیعة، ج1، ص18و19



طبقه بندی: اهل بیت «علیهم السلام»، 
برچسب ها: تاریخ، زمان، پیدایش، شیعه، رافضی، رافضی ها، نام گذاری، اسم گذاری، اسم، نام، رافضه،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
ارسال توسط Sadegh Safa
توی جواب به این سوال باید به روایتی از امام کاظم (علیه السلام) اشاره کرد، اون موقعی که به سر بالین کسی رفتن که داشت جون می داد، اونجا حضرت فرمودن: مرگ صافى‏اى است كه مؤمنان را از گناهانشان صاف مى‏كند و آخرین دردى است كه به عنوان كفّاره آخرین گناهى كه در وجودشان مى‏باشد به آنها مى‏رسد و كافران را نیز از حسناتشان صاف مى‏سازد و آخرین خوشى یا آسایشى است كه به عنوان آخرین پاداش حسنه‏اى كه دارند، به ایشان مى‏رسد ... .(1)

پس اگه دقت کرده باشیم، وقت مُردن اتفاقات مختلفی برای آدمای مختلف می افته، که هر کدوم هم کیفیتش به اعمال خودِ ما بستگی داره، اگه ایمان و اعتقادت به دستورات الهی داشتیم و بهشون عمل کردیم، مرگ برای ما مثل یه کسی می مونه که داره لباس سخت و خشن از تنش بیرون می کنه، اما اگه خدایی نکرده از اون آدمایی باشیم که گناه کرده و توبه رو به تأخیر انداخته و یا اینکه أجل بهش مهلت نداده، سختی جون دادن به سراغش میاد، که اصطلاحاً بهش می گن سکرات (سختی های) مرگ

ما اینجا نمی خوایم کسی رو بترسونیم، بلکه طبق فرموده روایات(2) می خوایم یه تذکری داده باشیم تا اینکه دلمون نرم بشه و به همین راحتی سمت گناه و معصیت نریم و یادمون باشه که هر موقع پامون لغزید و تن به معصیت دادیم سریع توبه کنیم و تصمیم بگیریم ک دیگه سمتش نریم

پیامبر خدا (صل الله علیه و آله) می فرمایند: 
در بالین مردگان خود حاضر شوید و به آنان «لا اله الا اللّه‏» تلقین كنید و نوید بهشتشان دهید؛ زیرا حتّى مردان و زنان بردبار هم در این صحنه گیج و سرگشته مى‏شوند و شیطان بیش از هر زمان دیگرى در هنگام مرگ به آدمى نزدیك مى‏گردد. سوگند به آن كه جانم در دست اوست، مشاهده فرشته مرگ (عزرائیل) سخت‏تر از هزار ضربه شمشیر است. سوگند به آن كه جانم در دست اوست، جان هیچ بنده‏اى از دنیا (بیرون) نرود مگر این كه یكایك رگ‏هاى او درد كشند.(3)
اگه دقت کنیم اینجا حضرت یه حکم عمومی رو فرمودن، یعنی مرگ برای همه سخت و عذاب آوره.

الا برای مؤمن، امام صادق (علیه السلام) در پاسخ همین سوال، که آیا مرگ برای آدمای مؤمن سخته یا نه؟ فرمودن:
نه، به خدا، زمانى كه فرشته مرگ (عزرائیل) براى ستاندن جانش مى‏آید، او بى‏تابى مى‏كند، امّا عزرائیل به او مى‏گوید: اى دوست خدا، بى‏تابى مكن؛ زیرا سوگند به آن كه محمّد (صل‏ الله ‏علیه و ‏آله) را بر انگیخت، من از پدر مهربانى كه به بالینت بیاید، با تو خوش رفتارتر و مهربان ترم، چشمت را باز كن و بنگر. 
حضرت فرمود: رسول خدا (صل‏ الله ‏علیه و ‏آله) و امیرمؤمنان و فاطمه و حسن و حسین و امامان از نسل آنها (علیهم ‏السلام)، در برابرش نمایان مى‏شوند و به ‏او گفته مى‏شود: این رسول خدا و ... رفیقان و همرهان تو هستند ... در این هنگام، چیزى براى او خوش تر از این نیست كه جان از بدنش جدا شود.(4)

پس همونطوری که مشاهده کردین، هیچ چیزی به غیر از اعمالمون (چه کار خوب و چه کار بد) تو سرنوشت ما تأثیر نداره، همونجور که قرآن کریم تو سوره نجم آیه 39 می فرماید: 
و أن لیس للانسان إلا ما سعی؛ و اینكه براى انسان بهره‏اى جز سعى و كوشش او نیست.

پس هر چی بکاریم، برداشت می کنیم!




ادامه داره .................

پی نوشت ـــــــــــــــــــــــ
1. 
معانی الأخبار : 289 / 6 
2. منتخب میزان الحكمة : 518، بحار الأنوار : 77 / 171 / 7
3. منتخب میزان الحكمة : 520
4. همان و الكافی : 3 / 127



طبقه بندی: اهل بیت «علیهم السلام»،  توبه، 
برچسب ها: عوالم، حوادث، پس از مرگ، بعد از مرگ، مرگ، توبه، استغفار، استغفر الله،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
ارسال توسط Sadegh Safa
بازدید : مرتبه
تاریخ : پنجم بهمن 90
همونطوری که می دونید، عقل ما فقط می تونه اصلِ عالم بعد از مرگ رو به اثبات برسونه، اما کیفیت و چگونگی اونو عقل نمی تونه به تنهایی درک کنه، پس برای فهمیدن چگونگی اتفاقات بعد از مرگ، از لحظه جون دادن گرفته تا قبر و عالم برزخ، باید سراغ احادیث و روایات بریم تا بتونیم یه تصویری از اون و مهمتر اتفاقاتی که برای ما می افته، داشته باشیم.

برای مقدمه باید عرض کنم، شروع قیامت هر کسی بلافاصله بعد از مردن اون هست، طبق روایتی رسول خدا (صل الله علیه و آله) می فرمایند:
 هرگاه یكى از شما بمیرد، قیامتش بر پا شود.(1) پس باید بدونیم اصطلاح قیامت اون موقعی به کار میره که طرف جان خودش رو تسلیم ملک الموت می کنه

اما از اون مهمتر اینه که باید بدونیم کیفیت مرگ، ـ طبق فرموده روایات ـ برای آدمای مختلف، متفاوته، یعنی مرگ یه انسانی که ایمان به خدا و دستورات اون داره، با کسی که همچین ایمانی رو نداره متفاوته

امام سجّاد (علیه السلام) تو حدیثی می فرمایند: 
(مرگ) براى مؤمن چون كَندن جامه‏هایى چركینِ شپشى‏ از تن ‏است و از هم ‏گسستن‏ زنجیرهاى گرانبار و جایگزین كردن فاخرترین و خوشبوترین جامه‏ها و راهوارترین مركب‏ها و امن‏ترین منزل‏ها. 

و براى كافر به منزله كندن جامه‏هایى فاخر از تن و منتقل شدن از منزل‏هایى امن و جایگزین كردن آنها به كثیف‏ترین و خشن‏ترین جامه‏ها و وحشتناكترین منزل‏ها و بزرگترین عذاب است.(2)

اما ممکنه کسی بپرسه: خب! اونایی که ایمان به خدا دارن، اما بعضی وقتا شیطون زیر پاشون می شینه و پاشون می لغزه و گناه می کنن و اجل بهشون مهلتِ توبه کردن نمی ده، چی؟ تکلیف اونا چیه؟ اوناییکه موفق به توبه از گناه نشدن چی به سرشون میاد؟

تو پست بعد به جواب این سوال می پردازیم............

پی نوشت ـــــــــــــــــــــــــ ـ
1. 
منتخب میزان الحكمة : 516
2. منتخب میزان الحكمة : 518



طبقه بندی: اهل بیت «علیهم السلام»، 
برچسب ها: عوالم، حوادث، پس از مرگ، بعد از مرگ، مرگ، اتفاقات، چی به سر آدم میاد، سر نوشت، سرنوشت،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
ارسال توسط Sadegh Safa
توی بحثی که با دوستان داشتیم، یکی به این روایت اشاره کرد که پیامبر (ص) فرموده: «انا مدینه العلم و علی بابها» من شهر علم هستم و علی دروازه اون شهر!

می خواستم بدونم :

اولا اصلن این روایت تو کتابای سنی ها اومده یا نه؟

دوما اینکه چه جوری با این روایت می تونیم برتری امام علی (ع) رو ثابت کنیم؟

پاسخ:

یکی از اون روایاتی که بر افضلیت علی (علیه السلام) از حیث علم و دانایی، بر تمام صحابه (یاران نزدیک پیامبر) دلالت داره همین روایته، توی این روایت که از هم منابع شیعه و هم منابع اهل سنت(1) اونو نقل کردن، علی (علیه السلام) همانند درِ ورودی یا همون دروازه شهر علم و دانایی معرفی شدن و طبیعیه که هر کس بخواد وارد یه شهر بشه باید اول از دروازه اون شهر رد بشه، یعنی برای آموختن هر علمی باید از دروازه اون یعنی حضرت علی (علیه السلام) گذر کرد.

(این نکته رو نباید فراموش کنیم که اون زمونا اکثر شهرها دروازه ورودی داشتن که با این در نظر گرفتن این نکته، تشبیه پیامبر برای اهل و مردم اون زمونه محسوس و روشن بوده)

همونطوری هم که می دونید علم اینجا مطلق اومده و به علم خاصی قید نخورده و تمام علوم رو شامل میشه، از علم سیاست و اقتصاد و کشور داری گرفته تا دانایی نسبت به سرپرستی و اداره امور مملکت و تصمیماتی که نسبت به وقایعی که بعدها اتفاق خواهد افتاد، یعنی همه و همه!

حالا که اینطور شد، یعنی حضرت امیر (علیه السلام) تو تمام علوم یه سر و گردن از دیگران بالاتر هست، و در صورتی هم که بپذیریم که انتخاب امام از ناحیه خدا نباشه و مردم موظف باشن که سرپرستشون رو خودشون معیّن کنن، عقل ما می گه بهترین سرپرست اون کسیه که تو مسائل مملکتی یه سر و گردن از دیگران بالاتر باشه و توان حل معضلات رو داشته باشه
پس با استناد به این روایت پیامبر (صل الله علیه و آله) این علی بن ابی طالب (علیه السلام) هست که لایق همچین مقام و منزلتی هست
که در غیر اینصورت بحث تقدیم مفضول بر فاضل (یعنی مقدم کردن شخص خوب بر شخص خوب تر) پیش میاد، که از نظر عقلی دارای اشکاله.




پی نوشت ــــــــــــــــــــــــــــــ
1.احمد بن حنبل در فضائل الصحابه مى‌نویسد:
حَدَّثَنَا إِبْرَاهِیمُ، قَالَ: نا مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ الرُّومِیُّ، قَالَ: نا شَرِیكٌ، عَنْ سَلَمَةَ بْنِ كُهَیْلٍ، عَنِ الصُّنَابِحِیِّ، عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ، قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص): " أَنَا دَارُ الْحِكْمَةِ، وَعَلِیٌّ بَابُهَا

(ابوعبد الله أحمد بن حنبل (متوفاى241هـ)، فضائل الصحابة، ج2، ص634)





طبقه بندی: اهل بیت «علیهم السلام»،  سؤال و جواب، 
برچسب ها: علی، علم، دانایی، شهر علم، شهر دانایی، امام علی، فضیلت، برتری، انا مدینه العلم، انا مدینة العلم، مدینه علم، مدینة العم، امیر المومنین، امیرالمومنین، امیرالمؤمنین، شهرعلم، دانش، شهر دانش، شهردانش،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
ارسال توسط Sadegh Safa
بازدید : مرتبه
تاریخ : بیست و یکم آذر 90
حکم روزه روز عاشورا طبق نظر شیعه و اهل سنت کاملا مخالف همدیگه اس! علتش هم اینه که ما قول فرزندان پیامبر، که ائمه اهل بیت باشن رو حجت می دونیم اما اونا نه!

اگه یه دوری تو کتابای اهل سنت بزنیم همچین استحبابی باز هم قابل اعتماد نیس! چون به یه تعارض روشن و واضح پی می بریم، مثلا تو کتاب صحیح مسلم، کتاب الصوم، صوم یوم عاشوراء، به نقل از ابن مسعود اینطور نقل شده: 
«قبل از نزول حکم روزه ماه رمضان، روز عاشورا را روزه می گرفتند اما پس از آن، روزه عاشورا ترک شد.» 

یا تو بعضی از روایات اهل سنت اومده که پیامبر به تبع دوران جاهلیت که عاشورا رو روزه می گرفتن، روز عاشورا رو روزه می گرفت!!! (1)


یا اینکه جالبتر اینکه، میگن: پیامبر فضیلت روزه روز عاشورا رو نمی دونست، اما بعد از هجرت به مدینه از یهودی ها یاد گرفت و به اون عمل کرد!!! (2)

به نظر شما اصلا امکان داره پیامبر با علم لدنی که دارن، از استحباب روزه همچین روزی مطلع نباشن؟!!!

در ثانی اگه یه سرچ بزنید متوجه می شید که اصلا یهودی ها از ماههای شمسی استفاده می کنن نه قمری!!!

این اضطراب روایات و تعارضاتی که تو روایات اهل سنت دیده میشه، این احتمال رو قوی می کنه که روزه این روز دسیسه بنی امیه است و اونا بعد از شهید کردن امام حسین علیه السلام به همین بسنده نکردن و دستور دادن به یُمن کشتن امام حسین، مساجدی رو هم بنا کنن! (3)


اما اگه یه سری به روایات خودمون بزنیم عکس مطلب بالا رو از اهل بیت پیدا می کنیم

تو یه روایتی اکه از امام رضا علیه السلام، در مورد روزه عاشورا سوال شده، می خونیم:
 آیا از روزه پسر مرجانه سوال می کنید؟ روز عاشورا، روزی است که ناپاکان از آل زیاد به خاطر ـ سرور و شادی ناشی از ـ کشتن امام حسین (علیه السلام) آنرا روزه گرفتند. (4)



پی نوشت ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــ

1. 
صحیح بخاری، کتاب الصوم، ح 1794
2. همان، ح 1900، 3726 و 3727
3. حماسه حسینی شهید مطهری ج 1، ص 122-123
4. تهذیب، 4/301



(برداشتی از سایت حوزه نت)



طبقه بندی: سؤال و جواب، 
برچسب ها: عاشورا، روزه، پیامبر، تاسوعا، روز عاشورا، احکام روزه، روزه روز عاشورا، احکام، احکام روزه روز عاشورا، حکم روزه، حکم روزه روز عاشورا،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
ارسال توسط Sadegh Safa
بازدید : مرتبه
تاریخ : بیستم آذر 90
این سوال آدم رو یاد این روایت و البته روایات مشابهش می اندازه، تو این روایت که می خوام براتون بگم، یه عده میان خدمت امام باقر و از حال خوش معنوی می گن و... اما بهتره اصل روایت رو خودتون بخونید:

روزی یكی از یاران امام باقر(ع) عرض می‌كند: هر وقت خدمت شما هستیم، دل‌های ما نرم می‌شود و احساس می‌كنیم چنان به خدا نزدیكیم كه مال و دارایی و دنیا نزد ما پست و بی‌ارزش می‌گردد و جان و روح ما از نداشتن دنیا تسلی می‌یابد اما همین كه از شما بیرون می‌رویم و به دوستان و مردم و خانواده و اهل بازار نزدیك می‌شویم، حال معنوی و روحانی كه داشتیم، از دست می‌دهیم و دوباره به دنیا علاقه‌مند می‌گردیم. 
چرا این دگرگونی در ما ایجاد می‌شود؟ چه كار كنیم تا حال خوش معنوی و روحانی همیشه با ما باشد؟
حضرت فرمود: دگرگونی‌ها كه گاهی دل‌ها نرم و پذیرای حق می‌گردد اما گاهی سخت و سفت می‌شود، حالات مربوط به دل و مقتضای طبیعت آن است.
بعد فرمود: همین پرسش را روزی گروهی از صحابه از پیامبر پرسیدند ایشان فرمود: "این طبیعت دل‌ها است. اگر به همان حالی "كه آن را توصیف كردید، باقی می‌ماندید و آن حال معنوی ثبات و دوام داشت، فرشتگان بر شما نازل می‌شدند و دست در دست شما می‌گذاشتند"( اصول كافی، ترجمه مصطفوی، ج 4، ص 154).

اگه دقت کنید، حضرت روی ثبات و دوام تاکید می کنن، ثبات و دوام حال معنوی، نه تنها تو محرم بلکه تو بقیه ماه های سال هم می تونه رخ بده، اما شرایطی داره که خلاصه خدمتتون عرض می کنم:

اول اینکه معرفت و شناختمون نسبت به مسائل اعتقادی رو ببریم بالا یعنی هر چی از فلسفه احکام و مسائل بیشتر بدونیم اون معرفتمون تبدیل به بصیرت دینی میشه یعنی چشممون رو به حقایق باز میشه و...

دوم اینکه از گناه دوری کنیم، دوری از گناه دو جوره یکیش پیشگیری از گناهه مثل اینکه طرف خودش رو از جاهایی که می ترسه که به گناه بیفته، دور کنه و دومیش هم توبه واقعیه که پاک کننده روح و روان آدمه

سوم اینه که اگه به مسائل معنوی رو آوردیم، تعادل رو حفظ کنیم و جوری نباشه که از اصل زندگی باز بمونیم

چهارم اینکه مراقب نفس خودمون باشیم، نفس مثل یه حیوان چموش می مونه، اگه ازش غافل بشیم، ما رو به بیراهه می بره، پس باید مراقبش بود اگه احیانا کار ناشایستی انجام داد اون تنبیه کرد، بخاطر همینه که تو راویت اومده: حاسبوا انفسکم قبل ان تحاسبوا؛ نفس خودتون رو به حساب بکشید، قبل از اینکه به حسابتون رسیدگی کنن (بحارالانوار، ج67، ص73)


طبقه بندی: سؤال و جواب، 
برچسب ها: محرم، حال خوش، خوش حالی، حال معنوی، معنوی، تاسوعا، عاشورا، معنویت، سرحالی،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
ارسال توسط Sadegh Safa
بازدید : مرتبه
تاریخ : نوزدهم آذر 90




طبقه بندی: عکس، 
برچسب ها: مرگ، مردن،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
ارسال توسط Sadegh Safa
بازدید : مرتبه
تاریخ : هجدهم آذر 90
پرسیدن:

تاسوعا و عاشورا یعنی چی؟ چرا همچین اسمی روش گذاشتن؟ اصلن کی همچین اسمی گذاشته؟ من درآوردی ملاهاست؟

جواب:

تسع یعنی نه و اصطلاحا به روز نهم محرم تاسوعا گفته میشه و عشر یعنی ده که اصطلاحا به روز دهم محرم، عاشورا می گن (1)

اما اینکه چرا به روز دهم محرم عاشورا گفته میشه و این اصطلاح از کی و بوسیله چه کسی به این نام، نامگذاری شده، باید بگم (اونطوری که از لابلای کتب حدیثی بهش رسیدم) اولین بار توسط خود خدای متعال استعمال شده!

تعجب نکنید! جریان از این قراره که توی این روایت، حضرت موسی علیه السلام، علت فضیلت و برتری امت پیامبر (صل الله علیه و آله) رو می پرسه و خدا تو جوابش می فرماید بخاطر ده فضیلت اونا رو بر بقیه برتری دادم، بعد خداوند فضایل امت پیامبر رو برای حضرت موسی می شمره:
نماز، زکات، روزه، حج، جهاد، جمعه، جماعت، قرآن، علم و دانش، 
عاشوراء

بعدش حضرت موسی می پرسه خدایا 
عاشورا چیه؟

که خداوند توی جواب، کارایی رو که انجامش تو روز عاشورا مستحبه رو برا حضرت موسی می شمره(2)
روایتش طولانیه اگه خواستین توی یه پست دیگه میشه بیاریم و توضیح بدیم.

پی نوشت ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــ
1. مصباح المنیر، ج2، ص75
2. 
یا رب لم فضلت أمة محمد صلى الله علیه وآله وسلم على سائر الأمم؟ فقال الله تعالى: فضلتهم لعشر خصال، قال موسى: و ما تلك الخصال التی یعملونها حتى آمر بنی إسرائیل یعملونها؟ قال الله تعالى: الصلاة والزكاة والصوم والحج والجهاد والجمعة والجماعة و القرآن والعلم والعاشوراء. قال موسى: یا رب وما العاشوراء؟ قال: البكاء و التباكی على سبط محمد صلى الله علیه وآله و سلم و المرثیة و العزاء على مصیبة ولد المصطفى، یا موسى ما من عبد من عبیدی فی ذلك الزمان بكى أو تباكى و تعزى على ولد المصطفى الا وكانت له الجنة ثابتا فیها. و ما من عبد أنفق من ماله فی محبة ابن بنت نبیه طعاما و غیر ذلك، درهما أو دینارا الا باركت له فی دار الدنیا، الدرهم بسبعین و كان معا فی الجنة، و غفرت له ذنوبه. و عزتی و جلالی ما من رجل أو امرأة، سال دمع عینیه فی یوم عاشوراء و غیره قطرة واحدة الا وكتب له اجر مائة شهید. (مجمع البحرین، ج3، 405)



طبقه بندی: سؤال و جواب، 
برچسب ها: عاشورا، تاسوعا، نامگذاری، نام گذاری، علت نام گذاری، علت نامگذاری، علت، اسم گذاری، وجه تسمیه، یعنی چی؟، تعریف، یعنی چه؟، یعنی چی، یعنی چه، تعریف کنید،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
ارسال توسط Sadegh Safa
اون موقعی که ابن زیاد بصورت ناشناس وارد کوفه شد و استقبال گسترده و پر شور مردم رو دید، به محبوبیت امام حسین پی برُد؛ چون مردم فکر می کردن این امام حسین هست که اومده اما اشتباه می کردن! 

ابن زیاد با دیدن همچین استقبالی سیاست های مختلفی رو پی گرفت تا مردم رو به سمت خودش بکشه:

سیاست روانی: ابن زیاد بعد از اینکه وارد کوفه شد، تو مسجد جامع این شهر رو به مردم، خودش رو برای فرمانبردار ها مثل پدری مهربان و برای نافرمان ها شمشیر و تازیانه رو به رخ کشید!(1) 
ابن زیاد، بعد از بیعت گرفتن مسلم از کوفیان، بازم با عملیات روانی، که سپاه عظیمی از شام به سمت کوفه در حال حرکته، مردم و مخصوصا زن ها رو نسبت به اون سپاه و از بین رفتن مردها ترسوند(2) و شب هنگام مسلم رو تو کوچه های کوفه تنها گذاشت!

سیاست اجتماعی: تو زندگی قبیله‏گی یه شغلی بوده به اسم عرافت، مثل ثبت احوال خودمون، با این تفاوت که هر عریفی وظیفه ثبت احوال و اولاد و آمار گیری از دین و مذهب و گرایش افراد قبیله خودش رو به عهده داشته
ابن زیاد رو به این عریف ها میگه:
«شما باید نام غریبان و مخالفان امیرالمؤمنین یزید را كه در عرافت شما هستند، براى من بنویسید. همچنین هر كس را از حروریه (خوارج) و مشكوكین كه نظر بر اختلاف پراكنى دارند، باید به من گزارش دهید. كسى كه به این دستور عمل كند با او كارى نداریم؛ اما هر كس ننویسد باید ضمانت عرافت خود را به عهده بگیرد و نباید هیچ مخالف و یاغى در عرافت او با ما مخالفت كند. اگر چنین نشود، از پناه ما خارج شده و مال و خون او بر ما حلال است. هر عریفى كه در عرافت او از شورشیان علیه امیرالمؤمنین (یزید) كسى یافت شود، آن عریف بر در خانه‏اش به دار آویزان خواهد شد و همه آن عرافت را از پرداخت عطاء محروم خواهم كرد»(3)

این از سیاست اجتماعی، اما مهمترین سیاستی که همچین بی ربط هم به سیاستهای به کار رفته بالا نیست، سیاست اقتصادی هست که توصیه می کنم حتما بخونید

سیاست اقتصادی: توی اون زمان، معمولا منبع در آمد یا بهتر بگم منبع خورد و خوراک مردم، دو تا چیز بیشتر نبوده، یکی عطاء و دیگری جیره، که هر دو از طریق حکومت تامین می شده، بخاطر همین دنبال کشاورزی و صنعتگری نمی رفتن، این کارها رو مخصوص موالی (هم پیمانان غیرعرب) می دونستن و اصلا یه پله بالاتر، این کارها رو تو شأن خودشون نمی دونستن(4)
عطا اون پولی بوده که از حکومت می گرفتن و جیره هم کمک های جنسی مثل خرما، گندم، روغن و... بوده

فکر کنم متوجه شدین که چی می خوام بگم، بله! حکومت ها مخصوصا حکومت بنی امیه و بالاخص ابن زیاد از این قضیه به خوبی به نفع خودشون استفاده کردن

یکی از تهدیدهای ابن زیاد قطع کردن همین عطا و جیره ها بود، بخاطر همین عریف ها و افراد دیگه سعی می کردن که قبل از حکومت خودشون، مخالفای حکومت رو ساکت کنن
همچنین یکی از شگردهای ابن زیاد برای پراکنده کردن مردم از کنار مسلم زیاد کردن عطا و جیره بود(5) که به نظرم خوب جواب داد!
ابن زیاد با همین شگرد تونست لشکری بالغ بر 30 هزار نفر برای مقابله با امام حسین علیه السلام جمع کنه(6) لشکری که دلشون با امام حسین بود! (7)

امام حسین علیه السلام هم با درک این واقعیت، تو سخنرانی شون تو روز عاشورا به همین مطلب اشاره دارن و می فرمایند:

«كلكم عاص لامرى مستمع لقولى، قد انخزلت عطیاتكم من الحرام و ملئت بطونكم من الحرام فطبع على قلوبكم»؛ «همه شما علیه من عصیان مى‏ورزید و سخنان مرا گوش نمى‏دهید؛ [علّت آن این است كه] عطاهاى شما از مال حرام فراهم آمده و شكم هایتان از حرام انباشته شده است و این باعث مُهر خوردن بر دل‏هایتان گشته است».(8)

پی نوشت ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــ
1. 
وقعة الطف، ص 110
2. همان، ص 125
3.
 وقعة الطف، ص 11؛ تاریخ طبرى، ج 4، ص 267
4. الحیاة الاجتماعیة و الاقتصادیة فى الكوفة، ص 219.
5. وقعة الطف، ص 125؛ تاریخ طبرى، ج 4، ص 277
6. بحارالانوار، ج 45، ص 4
7. حیاة الامام الحسین(ع)، ج 2، ص 453.
8. بحارالانوار، ج 45، ص 8.




هر دو پست خلاصه ای از سایت پرسمان



طبقه بندی: اهل بیت «علیهم السلام»،  سؤال و جواب، 
برچسب ها: سیاسی، اوضاع، اقتصادی، اجتماعی، کوفه، زمان امام حسین، امام حسین، زمان، عصر، تاریخ، زمانه، هنگامه، قیام، قیام امام حسین، علیه السلام،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
ارسال توسط Sadegh Safa
با خودم فکر می کردم، گفتم این همه کوفی ـ که تا 12000 کارت دعوت برا امام حسین (علیه السلام) ارسال کردن(1) ـ چه انگیزه ای داشتن؟ اصلا اوضاع چه جوری بوده که این همه دعوت نامه فرستادن؟ 

اگه یه نگاهی به تاریخ بندازیم، گروه های مختلف، اونم با انگیزه های مختلف برا امام نامه فرستادن:

اولین گروه شیعیان خالص بودن مثل حبیب بن مظاهر و مسلم بن عوسجه، از اون جایی که حکومت رو بنا به آیات قرآن و روایات مخصوص اهل بیت پیامبر می دونستن، البته این گروه خیلی کم بودن!

دومین گروهی که برا امام نامه نوشتن، عده زیادی از مردم کوفه بودن که بیشتر افراد میان سال و پیر کوفی بودن که حکومت حضرت امیر (علیه السلام) رو درک کرده بودن و از اون طرف ظلم و ستم اموی ها رو تحمل کرده بودن، پس امام حسین رو بهترین گزینه برای احیای حکومت علوی می دونستن

سومین گروه هم عده ای بودن که دنبال مرکزیت کوفه بودن (آخه تو اون دوران بین مرکزیت کوفه و شام درگیری بوده) اینا بهترین شخصیت برای تحقق این هدف رو امام حسین می دونستن، بخاطر همین برا حضرت دعوت نامه ارسال کردن

چهارمین گروه بزرگان قبائل بودن، مثل شبث بن ربعی و دیگران که عمدتا به فکر منافع خودشون و حفظ جایگاه و ریاست خودشون بودن، وقتی سیل نامه ها رو دیدن برا اینکه از قافله عقب نمونن شروع به نامه نگاری کردن تا اگر حکومت امام حسین تشکیل شد، اونا هم بی بهره نمونن

اما گروه آخر، توده مردمی بودن که نون رو به نرخ روز می خواستن! وقتی شور و هیجان نامه نوشتن رو دیدن، اونا هم خواستن از قافله نویسندگان عقب نمونن!(2)

حالا که گروه های مختلف و انگیزه های مختلف معلوم شد، تو تاپیک بعدی بهتر می تونیم وضعیت سیاسی، اقتصادی و روحی روانی اون موقع رو بررسی کنیم

پی نوشت ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــ
1. 
بحارالانوار، ج 44، ص 344
2. بر گرفته از کتب تاریخی مثل وقعة الطف و تاریخ طبری



طبقه بندی: اهل بیت «علیهم السلام»،  سؤال و جواب، 
برچسب ها: انگیزه، هدف، غرض، کوفیان، کوفی ها، کوفی، امام حسین، حسین، حسین علیه السلام، قیام امام حسین، قیام،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
ارسال توسط Sadegh Safa
بازدید : مرتبه
تاریخ : شانزدهم آذر 90
گزارش تاریخ نسبت به جنایات معاویه


تاریخ هم بر علیه معاویه گزارش میده! آخه یه عده که اسم خودشون رو گذاشتن مسلمون دارن ازش حمایت می کنن! بله! درست متوجه شدین! وهابیت رو می گم
یه نمونه از گزارش تاریخ رو براتون می ذارم تا شِکوِه و شکایت بزرگ صحابی پیامبر(صل الله علیه و آله)، امام حسین (علیه السلام) رو نسبت به این شخص مطلع بشین


معاویه تو زمان بیست سال جانشینی پیامبر، بدعت ها و فجایعی به بار آورد که امام حسین (علیه السلام) رو وادار به عکس العمل می کنه، حضرت تو نامه ای به معاویه، جنایات اون رو متذکر می شن و می فرمایند:


اما بعد، نامه تو به من رسید و یادآور شدى كه امورى از من به تو رسیده كه به گمان تو، سزاوار من نبوده است، همانا براى رسیدن به خوبی‌ها و توفیق، جز پروردگار عالم، كسى وجود ندارد. و امـا آنـچـه از من به تو رسیده، سخن افراد چاپلوس و سخن چین است كه تفرقه‌انداز و دروغگویان گـمراه هستند من تصمیم به جنگ و مخالفت با تو را نگرفته‌ام و از این كه جنگ با تو و حزب ظالم تو را كه یاران شیطان هستند، ترك كردم از خداوند خائف هستم. 
آیـا تـو قـاتـل حـجـر بن عدى و یارانش نیستى كه عابد و متواضع بودند، آنها كه بدعت‌ها را ناروا مـى‌شمردند، امر به معروف و نهى از منكر مى‌كردند، بعد از آن كه امان و عهد محكم دادى، به ناحق آنان را كشتى؟ با این عمل بر خدا جرات كردى و عهد او را سبك شمردى! 
آیـا تـو قـاتـل عـمـر بن حمق نیستى؟ 
آن انسانى كه در اثر عبادت، بدنش لاغر و صورتش زرد و نـحـیـف شده بود، بعد از آن همه عهد و پیمان‌هاى محكم، او را هم كشتى به نحوى كه اگر آهوان مى‌فهمیدند از بالاى كوه‌ها پایین مى‌آمدند.
تو (زیاد بن ابیه) را بر مردم مسلط كردى كه آنان را مى‌كشد و دسـت و پـایشان را قطع مى‌كند و آنان را بر شاخه‌هاى درخت خرما آویزان مى‌كند، سبحان‌اللّه! اى معاویه! گویا تو از این امت نیستى و این امت هم از تو نیستند؟

آیـا تـو قـاتـل حـضرمیین (زیـاد بـن ابـیـه به دستور معاویه، مسلم بن زیمر و عبداللّه بن نجر حضرمى را به جرم تشیع به دار زد و چندین روز جنازه اینان جلو خانه‌هایشان بر دار بود. (الغدیر/ 11/61).) نیستى كه زیاد بن ابیه با تو مكاتبه كرد كه اینان طرفدار على علیه السلام هستند و دین على همان دین پیامبر صلی الله علیه و آله است كه تو امروز به جاى او نشسته‌اى، اگر دین پـیـامـبـر نـبـود، شرافت تو و پدرانت همانند شرافت كوچ كنندگان در زمستان و تابستان بود كه خداوند به خاطر ما بر شما منت نهاد و آن را برداشت. 
معاویه! در نامه‌ات نوشته‌اى كه این امت را به فتنه نیندازم، ولى من فتنه‌اى را بالاتر از این نمى‌بینم كه تو امیر بر این مردم هستى. 
بـاز گفته‌اى كه مصلحت خود و دین و امت پیامبر صلی الله علیه و آله را در نظر بگیرم، به خدا قسم! من چیزى را بـهـتر از جنگ با تو نمى‌بینم كه اگر این كار را انجام بدهم، مقرب درگاه الهى شده‌ام و اگر ترك كنم، از خدا استغفار مى‌كنم و از خداوند آنچه موجب محبت و رضایت اوست، مى‌طلبم.
باز گفته‌اى كه هر وقت من حیله كنم، تو هم حیله مى‌كنى، پس معاویه هر چه مى‌توانى حیله كن، به جان خودم قسم همیشه صالحین مورد حیله قرار مى‌گرفتند و من امیدوارم كه ضررش متوجه خودت بشود و اعمالت را نابود سازد.

مـعـاویـه! از خـدا بترس كه خداوند متعال نامه اعمالى دارد كه تمام اعمال صغیره و كبیره در آن ضبط است.
معاویه! خداوند فراموش نمى‌كند كه چگونه اولیاءاللّه را به صرف گمان درباره آنان، كشتى یا دسـتـگـیـر نـمودى و پسرت (یزید) را كه شراب مى‌نوشد و سگ بازى مى‌كند بر گرده مردم سوار كـرده‌اى! 
مـى‌بـیـنم تو را كه خود، اهل و دینت را نابود كرده‌اى و مردم را حقیر و كوچك شمرده‌اى. والسلام

(
الامامة والسیاسة، 1/155 ـ 157/ اعیان الشیعه، 1/583/ بحارالانوار، 44/212)



طبقه بندی: اهل بیت «علیهم السلام»، 
برچسب ها: وهابی، وهابی، وهابیت، وهابیت، وهابیة، وهابیه، حامی، حامیان، حمایت کننده، اصلی، قطعی، ابوسفیان، معاویه، پسر ابوسفیان، معاویة، أبوسفیان،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
ارسال توسط Sadegh Safa
بازدید : مرتبه
تاریخ : دوازدهم آذر 90
پرسیدن:

مگه از یه بچه شش ماهه چه کاری بر میاد؟ این همه براش مراسم می گیرد و توسل و دعا و روضه و... ؟؟؟ تازه یه لقب هم بهش دادن به اسم باب الحوائج!!!

اگه یه مقدار توضیح بدین ممنون می شم!


تو جواب باید بگیم:

باب به معنی درب، و حوائج جمع حاجته، اگه بخوایم سرجمع معنا کنیم، اینجوری میشه گفت که علی اصغرِ امام حسین (علیهما السلام) و کلا هر کسی که پیش خدا آبرو داره، دری یا بهتر بگم پلی هست برای رسیدن به حاجات خودش

به عبارت دیگه: اولیای خدا یعنی اونایی که خدا دوستشون داره، دو دسته هستن: 
یکی اونایی که با اذن و اجازه خدا خیلی کارها ازشون بر میاد، مثل وجود مقدس پیامبر اسلام (صل الله علیه و آله) و ائمه علیهم السلام.(1)
و دیگری اونایی که مثل دسته اول اختیارات ندارن، اما نزد خدا آبرو دارن و خدا بخاطر شفاعت اونا حاجات عده ای رو برآورده می کنه، مثل شهدا که شفاعتشون در حق عده ای قبول میشه و...

یه دسته از اونایی که شفاعتشون نزد خدا قبوله، اون بچه هایی هستن که در نوزادی از دنیا میرن که فردای قیامت پدر و مادر خودشون رو شفاعت می کنن.(2)

با این اوصاف علی اصغرِ امام حسین (علیهما السلام) از اون جایی که طبق آیه شریفه: قل لا أسألکم علیه اجرا الا المودة فی القربی؛ بگو: من هیچ پاداشى از شما بر رسالتم درخواست نمى‏كنم جز دوست‏داشتن نزدیكانم (شوری/23)
جزو نزدیکان پیامبر و اهل بیت ایشان، محسوب میشه و محبت اون به اعتبار این آیه لازم و ضروریه.

پس در مجموع یه نوزادی که تو اون اوضاع مظلومیت که کسی برای حضرت باقی نمونده بود و اون دشمن خبیث که برای چند قطره آب، به اون طفل شیر خواره رحم نمی کنه، اوج مظلومیت رو نشون میده، مظلومیتی که ندای آسمانی رو هم به صدا در میاره که ای حسین او را واگذار كه در بهشت به او شیر می دهیم(3) که به نظر این حقیر، اگه کسی خدا رو به حق این مظلوم قسم بده، حتما یه جوابی دریافت میکنه. با اینکه باید نتیجه توسلات به ایشون رو هم در نظر داشته باشیم.

در آخر هم نمیشه از بیانات و فرمایشات انسان های بزرگ، در حق این طفل شیرخواره گذشت که با عظمت و کرامت از ایشون یاد می کردن
مثلا مرحوم شاه آبادی، استاد عرفان حضرت امام (ره) در مورد این طفل امام حسین (علیهما السلام) می فرماید:
«علی اصغر علیه السلام باب الحوائج است. مردم، مقام ایشان را درک نمی کنند و می گویند طفل شش ماهه بوده؛ در حالی که بچه شش ماهه حضرت با فرزند 24 ساله ایشان تفاوتی ندارد. ما از درک این معانی ناتوانیم».(4)




پی نوشت ــــــــــــــــــــــــــــــ
1. و نحن إذا شِئنَا شاء اللهُ و إذا أَرَدْنَا أَرادَ اللهُ؛ و هنگامی که ما بخواهیم، خداوند خواسته است و هنگامیکه اراده کنیم خداوند اراده نموده است. (بحارالأنوار ج26 ص14) 
و نحن إذا شِئنَا شاء اللهُ و إذا كَرِهْنا كَرِهَ اللهُ الوَیْلُ كُلَّ الوَیْلُ لِمَن أنكرَ فضلَنا و خصوصیتَنا و ما أعطانَا اللهُ ربنا لأنَّ مَن أنكرَ شیئاً مِمَّا أَعطانَا اللهُ فقد أنكرَ قُدرةَ اللهِ عزّ و جلّ و مَشیّتَهُ فینا؛ و ما هنگامیکه مشیت کنیم خداوند مشیت کرده است و هنگامیکه چیزی را کراهت داشته باشیم خداوند کراهت دارد. وای بر کسی که فضل ما و خصوصیت ما و آنچه را که خداوند به ما بخشیده انکار کند. چرا که هر کس که چیزی را از آنچه خداوند به ما عطا نموده انکار کند همانا قدرت خداوند عزوجل و مشیت او در مورد ما را انکار نموده. (بحارالأنوار ج26 ص7)

2.مستدرك الوسائل : ج 2، ص 393، ح 20

3.((فنودی فی الهواء, دعه یا حسین فان له مرضعا" فی الجنه )), (نفس المهوم , ص 350).  

4.http://www.hawzah.net/fa/magart.html?MagazineID=114&MagazineNumberID=5910&MagazineArticleID=60078



طبقه بندی: سؤال و جواب، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
ارسال توسط Sadegh Safa
بازدید : مرتبه
تاریخ : یازدهم آذر 90
پرسیدن: 

چرا امام حسین(ع) تو زمان معاویه قیام نکرد؟ تا دیگه نوبت به یزید معلوم الحال نرسه؟ اگه امام حسین می خواستن، اسلام زنده بمونه، معاویه که بدتر از پسرش بود؟

تو جواب بهشون می گیم:

معاویه بر خلاف پسرش، یزید مکّار و حیله گر بود! او به اسم امیرالمومنینی و جانشینی رسول الله، خلافت رو تبدیل به سازمان پادشاهی کرد و با حیله گری کارای خودش رو پیش می برد و دشمنای خودش رو با حیله گری از میون بر می داشت، همونجوری که حضرت امیر و امام حسن علیهما السلام رو هم به همین نحو از سر راه خودش کنار زد!
امام حسین علیه السلام به مدت بیست سال، هم دوره امویان بود در این مدت بدعت گزاری ها رو نظاره گر بود
امام علیه السلام اگه می خواستن تو زمان معاویه قیام کنن، مثل پدر و برادر بزرگوارشون، در شهر خود به شهادت می رسید و اثری که الان در جهان داشت را قطعا نمی گذاشت، و معاویه با فریب دادن مردم اثر آن قیام عظیم رو خنثی می کرد


تو حیله گری معاویه همین بس که تو نامه ای که به حضرت امیر علیه السلام می نویسه، یه جوری قیافه حق به جانب می گیره که...
بهتره خودتون بخونید:
«این نامه‏ای است از معاویه پسر ابو سفیان، جانشین پیامبر خدا، به علی بن أبی طالب. ای علی! بدان که خدا و قیامت و سؤال قبر و بهشت و دوزخ حقیقت دارد. از آتش دوزخ بترس و دست از ستمکاری بدار و پارسایی پیشه کن». 


جالبه که بدونید، بعد از ارسال این نامه، متن این نامه رو تو شام منتشر می کرد و با تبلیغات بر علیه حضرت علی، ذهن مردم رو شتشو می داد


اما همونطوری که می دونید، یزید بر خلاف پدرش، آدمی نبود که اسلام ظاهری رو حفظ کنه، جوری بود که بی پروا می گساری می کرد و... با این کارهاش مردم رو تا حدودی از ریا کاری و بی دینی بنی امیه آگاه کرد و بهترین زمان بود برای امام حسین علیه السلام تا اینکه قیامی دینی به پا کنن و اسلام رو از انحراف عمیق نجات بدن.


برداشتی از کتاب شکوفایی عقل در پرتو نهضت حسینی، ص ۱۸۲-۱۸۵، اثری از آیت الله جوادی آملی


**پرسش هایی درباره حادثه کربلا**


طبقه بندی: سؤال و جواب، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
ارسال توسط Sadegh Safa
(تعداد کل صفحات:13)      [1]   [2]   [3]   [4]   [5]   [6]   [7]   [...]